انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٧ - محاسبه و مراقبه نفس
ازاينرو انسان بايد براى جبران عمل خلاف به عمل خير مبادرت كند و از خدا بخواهد كه از او درگذرد و رفع كدورت كند، زيرا چنانچه انسان متوجّه اعمال خلاف نباشد و به آنها رسيدگى نكند و بدىها را با خوبىها جبران نكند، گناهان زياد مىشوند در نتيجه سياهى قلب بيشتر و سرانجام كار به جايى مىرسد كه اثر سوءِ اعمال خلاف او را دلسرد كرده و از سير و سلوك بازمىدارد و در اين وقت است كه حال طلب هم از او سلب شده و ديگر رغبتى در او براى انجام دادن اعمال خير و ثواب نيست.
براى درك بهتر اين مسأله به اين مثال توجّه كنيد:
تاجران براى اينكه حساب سرمايه خود را داشته باشند چند دفتر دارند: دفتر باطله، دفتر روزنامه، دفتر كل، دفتر صندوق، دفتر انبار، دفتر اموال و بعضى دفاتر ديگر. يعنى يك تاجر موفّق همه اين دفاتر را دارد و اينها براى اين است كه حساب او روشن و بهروز باشد.
دفتر صندوق، صادرات و واردات نقدى را نشان مىدهد، دفتر انبار، صادرات و واردات كالا و دفتر كل، بدهكارى و بستانكارى و دفتر روزنامه، عمليّات روزانه. صفحهاى كه در دفتر كل، سود و زيان در آن ثبت مىشود نشان مىدهد كه تاجر در چه حال است. او هميشه با اضطراب نگاهش به اين صفحه است كه ببيند زيان بر سود غلبه دارد، يا بدهكارى بر بستانكارى!
مسلمان بايد براى هريك از اعضا و جوارحش دفترى درست كند و حساب همه آنها را داشته باشد. حساب چشم، گوش، زبان، دست، پا و سرانجام حساب دفتر كل را كه همان قلب است. بداند چه مىكند، چه مىبيند، چه مىگويد، به چه توجّه دارد، به كجا مىرود، علاقهاش به كجاست، با كه معاشرت دارد و مقصودش كيست؟
و اگر اهل حساب و محاسبه نباشد، چونان تاجرى است كه دفتر و حساب و كتابى ندارد و سرانجام ورشكسته مىشود.