انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٤
انشعابات زياد و انحطاط تصوّف
چون يكى از سرمايه هاى اصلى تصوّف اعمال ذوق و استحسان و به تعبير برخى «عرفانبافى» است و البتّه آن ضوابط معيّن و معيار ثابتى ندارد و همچون موم به هر شكلى بيرون مىآمد، روزبهروز مطالب تازهاى اختراع و بر تصوّف افزوده شد و چيزى نگذشت كه انشعابات بسيارى در اين رشته پديد آمد كه هر كدام روش و عقايد معيّن و جداگانهاى داشتند. كتابها بهخصوص اشعار زيادى در اين باره نوشته و سروده شده و بدان پايه است كه اگر امروز بخواهيم درباره شعب مختلف تصوّف و عقايد عجيب و غريب هر يك گفتوگو كنيم، قطعاً خالى از اشكال نيست و عجيبتر اينكه روزبهروز بر تعداد سلسلههاى آنها افزوده مىشود و هرگاه شيخ طريقت از دنيا مىرود چند شيخ ديگر با چند گرايش و عقيده مختلف جاى او را مىگيرند.
ولى اين پيشامد امرى بود طبيعى چون هر دسته و گروهى كه از معيارها و ضوابط معيّنى استفاده نكند و مانند تصوّف بر روى محور ذوق و استحسان و مكاشفه و خواب دور بزند به همين سرنوشت دچار خواهد شد و اين اختلافات زمينه را براى انحطاط آماده مىسازد.
از سوى ديگر، بر اثر فعّاليّت دانشمندان و علما و فراهم شدن وسايل نشر كتاب و سهولت ارتباطات و عوامل ديگر، چشم و گوشها باز و پرده از روى بسيارى از كارها برداشته شده، در اين هنگام كاخ تصوّف رو به ويرانى گذارد و بازار صوفيان كساد شد. همچنان كه بر اثر ترقّى علوم تجربى، طبيعيّات فلسفه قديم يونان كه عالم را در چهار ديوار «عناصر اربعه» حبس كرده بود و عالم حيات و زندگى را با ميخهاى «أمزجه چهارگانه» به چهار ميخ كشيده بود به سوى اضمحلال رفت، همينطور مسلك تصوّف بر اثر مبارزات علماى بزرگ و روشن شدن اذهان عمومى رو به انحطاط گذارد.
روشنتر بگوييم: امروز روزى نيست كه كسى گفتار شيخ صفىالدين اردبيلى