انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٣ - معيار ظاهر و باطن
اين جمله نشاندهنده ديدگاه اسلام و در واقع نوعى قانون اساسى براى مسلمانان است. گفته حضرت مسألهاى ريشهاى است و با جهانبينى ارتباط دارد و در تمام مسائل اسلامى از انسانشناسى، جامعهشناسى، روانشناسى كاربرد دارد.
خداوند در انسانها به ظواهر نگاه نمىكند، بلكه به باطن و قلبها و اعمالى كه آنها هم نشانى از درون قلب است مىنگرد، زيرا چيزى كه در قلب پابرجا شود اثرش در اعمال ظاهر مىشود. پس خداوند به اعمالى كه گواه صادق قلب است نظر مىكند، نه به صورتهايى كه هزاران دگرگونى در آن ممكن است رخ دهد و نه به حرفهايى كه دگرگونىهاى فراوانى در آن امكانپذير است، زيرا اگر ما هم بخواهيم با معيار ظاهر حساب كنيم نه مىتوانيم خودمان را بشناسيم و نه ديگران را.
در اين دنيا ادعّا زياد است و اگر كارها با ادّعا درست مىشد، الان درست شده بود. گاه انسان به سخن ديگران گوش مىدهد متوجّه مىشود كه چه ادّعاهاى بزرگى دارند، با اينكه اگر بهظاهر آنها نگاه كند مىبيند چه بسيارند چهرههايى كه زير پوشش مؤمن، متّقى و ... خودشان را پنهان كردهاند، در حالى كه هر كدام از آنها فقط صورت و ادّعاست و حرفهاى توخالى و بىفايدهاى بيش نيست.
جمله بعدى هم مكمّل همين است كه حضرت فرمود: مركز تقوا زبان يا در قيافههايى كه بهظاهر اشك در آن جارى مىشود نيست، بلكه مركز تقوا قلب است و از آنجا جوانه مىزند و به تمام اعضا و جوارح و زندگى انسان رسوخ مىكند و آنگاه همه چيز انسان به رنگ تقوا درمىآيد.
براى تجويد و قرائت قرآن بسا كلاسها برگزار شده و بسا كتابهايى كه نوشتهاند. اگرچه همه اينها خوب است، مهم اين است كه بدانيم الفاظ مقدّمه موضوعاند و هدف نهايى لفظ نيست. الفاظ قرآن به سبب محتوا و جنبههاى عملىاش اينهمه احترام دارد. آيا آنقدر كه به تجويد و قرائت قرآن مىپردازيم