انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨ - عفو و گذشت
آنگاه چشمان رسول خدا صلى الله عليه و آله گريان شد و فرمود: آن روز روزى است كه مردم محتاجند به كسى كه گناهانشان را بر دوش بكشد. بعد حضرت فرمود: سپس خداوند تعالى به طالب حق فرمود: نگاهى به بهشت كن چه مىبينى؟ او سرش را بلند كرد نگاهى به بهشت افكند و آثارى از خير و نعمت ديد كه او را به شگفتى و تعجّب واداشت. مظلوم گفت: پروردگارا اينها از آنِ كيست؟
خداوند تعالى فرمود: اينها براى كسى است كه قيمتش را به من بدهد.
گفت: بار پروردگارا، چه كسى مالك قيمت آن است؟ فرمود: تو.
گفت: چگونه چنين چيزى ممكن است با اينكه پولى نپرداختهام؟
خداوند فرمود: با گذشتى كه از برادر دينىات مىتوانى بكنى.
گفت: عفو كردم. آنگاه خداوند تبارك و تعالى فرمود: دست برادرت را بگير و داخل بهشت شويد. سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: از خدا بترسيد و اختلاف بين خودتان را اصلاح كنيد. [١]
بحارالانوار، ج ٧٧، ص ١٨٠
نور هدايت
در اين حديث دو نكته مهمّ است كه بايد به آنها توجّه كرد:
١. در آخرت وسيلهاى براى احقاق حقوق مادّى و خارج شدن از زير بار مسؤوليّت آنها نيست، لذا حقوق مادّى در آنجا به حقوق معنوى تبديل مىشود.
مثلًا در اينجا انسان بدهى دارد نمىپردازد، در قرآن كريم آمده است: « «يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَ لَابَنُونَ»؛ روزى كه مال و فرزندان سودى نمىبخشند» [٢]، بايد از حسناتش بپردازد. اگر حسنات نداشت بايد گناهان طرف مقابل را قبول كند.
[١]. در اين حديث كه خبر از قيامت به صورت ماضى ذكر شده شايد علّتش اين است كه مضارع يقينىالوقوع در حكم ماضى است، يا نوعى مكاشفه براى حضرت است، زيرا مكاشفه هم ممكن است در عمود زمان واقع شود و انسان آينده را ببيند.
[٢]. سوره شعراء، آيه ٨٨.