انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦ - تضاد عمل و عقيده
دست مىگيرند و با گفتن لاإلهإلّااللّه از جلوى چشمانمان مىگذرانند.
فَكَفَى واعِظًا بِمَوْتى عايَنتُمُوهُم حُمِلُوا إلى قُبورِهِم غَيرَ راكِبينَ وَ انزِلوا فيها غَيرَ نازِلينَ
: «مردگانى كه به چشم خود ديدهايد براى اندرز شما كافى است كه آنان بىآنكه بر مركبى سوار شوند به گورستان برده شدند و در آن گذارده شدند بىآنكه خود بتوانند در آن فرود آيند». [١] در فصل پاييز در باغ و بوستان قدم بگذار و با ديده عبرت، خزان و پژمردگى آنها را نظاره كن. اين همان باغى است كه در فصل بهار چهچهه بلبلان و زيبايى از هر سوى آن نمايان بود و گلها و شكوفهها در آن خودنمايى مىكرد، دنيا نيز چنين جلوهگرى مىكند. گاهى شش ماه، گاه شصت سال و گاهى ... دوام دارد.
پس كجاى آن فريبنده است؟ اين انسان است كه مىخواهد خود را بفريبد و لذا گناه را به گردن دنيا مىاندازد.
ازاينرو به ما گفتهاند كه هر از چندى به زيارت اهل قبور برويد تا بدانيد كه آخرين منزل هستى اين است. گويا در روايات آمده، زيارت اهل قبور غصّه را كم مىكند، چون غم و غصّههاى ما معنوى نيست. غصّه مىخورم كه چرا به فلان مقام نرسيدم؟ چرا خانه ندارم؟ چرا و چرا ... لذا وقتى قبرستان رفتى و دريافتى كه عاقبت خانهات دل قبر خواهد بود، آرام مىگيرى.
در قم قبرستانى است كه در قسمت بالاى آن علما دفن شدهاند. روزى به آنجا رفتم ديدم عكس استادان و رفقايمان در آنجاست. وقتى آنها را مىبينيد متوجّه مىشويد كه اين مرگ براى ما نيز هست. اين حرفهاى عوام كه خدا نكند، پناه بر خدا، چشم شيطان كور و گوش شيطان كر، در مورد مرگ معنا ندارد. مرگ شوخىبردار نيست، همه مكاتب و ملل قبول دارند كه انسان سرانجام مىميرد و ساعت مرگ هيچ كسى معيّن نشده است. حضرت على عليه السلام در بستر شهادت سخنان عجيبى دارد كه يك كتاب را در يك جمله بيان مىفرمايد:
انَا بِالأمسِ
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١٨٨.