انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠ - فلسفه دعا و نيايش
البتّه نبايد اين مطلب را فراموش كرد كه تنها صبح نيايش كردن و بقيّه روز را همچون يك وحشى بهسر بردن بيهوده است. بايد نيايش را پيوسته انجام داد و در همه حال باتوجّه بود تا اثر عميق خود را در انسان از دست ندهد». [١] كسانى كه براى دعا اثر تخديرى قائلند معنى دعا را نفهميدهاند، زيرا معناى دعا اين نيست كه از وسايل و علل طبيعى دست بكشيم و به جاى آن دست به دعا برداريم، بلكه مقصود اين است بعد از آنكه نهايت كوشش خود را در استفاده از همه وسايل موجود بهكار بستيم، آنجا كه دست ما كوتاه شد و به بنبست رسيديم بهسراغ دعا برويم و با توجّه و اتّكاءِ بر خداوند، روح اميد و حركت را در خود زنده كنيم و از الطاف بىدريغ آن مبدأ بزرگ مدد گيريم. بنابراين، دعا مخصوص به نارسايىها و بنبستهاست، نه عاملى به جاى عوامل طبيعى.
«نيايش در عين حال كه آرامش را پديد آورده است، در فعّاليّتهاى مغزى انسان يكنوع شكفتگى و انبساط باطن و گاهى روح قهرمانى و دلاورى را تحريك مىكند. نيايش خصايل خود را با علامات بسيار مشخّص و منحصربهفرد نشان مىدهد كه صفاى نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادى درونى، چهره پر از يقين، استعداد هدايت، و استقبال از حوادث، اينهاست كه از وجود يك گنجينه پنهان در عمق روح ما حكايت مىكند و تحت اين قدرت حتّى مردم عقبمانده و كماستعداد مىتوانند نيروى عقلى و اخلاقى خود را بهتر بهكار بندند و از آن بيشتر بهره ببرند، امّا متأسّفانه در دنياى ما كسانى كه نيايش را در چهره حقيقىاش بشناسند بسيار اندكند». [٢] از آنچه گفتيم پاسخ اين ايراد كه مىگويند دعا بر خلاف تسليم و رضاست روشن شد، زيرا دعا چنانكه در بالا شرح داده شد، يكنوع كسب قابليّت براى تحصيل سهم زيادتر از فيض بىپايان پروردگار است.
[١]. الكسيس كارل، انسان موجودى ناشناخته، نيايش.
[٢]. همان.