انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣ - تقوا
جوان خوشقامتى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، حضرت پرسيد اين جوان چكاره است؟ گفتند: بيكار است. حضرت فرمود:
«سَقَطَ مِن عَيني
؛ از چشمم افتاد».
اسلام چنين تعاليمى دارد و حتّى رسول بزرگوار بر دست كارگر بوسه مىزند.
رواياتى كه دنيا را مذمّت مىكند براى اين است كه تعادل ايجاد كند:
انّى لااوصيكُم بِدارِ الدُّنيا فَإنَّكُم بِها مُستَوثِقونَ:
«من زندگى دنيا را به شما توصيه نمىكنم چرا كه خود محكم به آن چسبيدهايد، ولى سفارش مىكنم كه خود را مهيّاى زندگى آخرت سازيد». براى دنيا سفارش نشده، امّا براى آخرت سفارش شده است تا تعادلى برقرار شود چرا كه تمام بدبختىهاى اهل دنيا به سبب دنياپرستى است.
در پايان حديث مقايسهاى بين دنيا و آخرت كرده مىفرمايد: دنيا عَرَض و عاريتى است. البتّه نه به معناى عَرَض فلسفى در مقابل جوهر. ديگر از صفات دنيا اين است كه خوب و بد از آن بهره مىبرند از آن جهت كه دار امتحان است.
امّا در مقابل آن آخرت وعده است، آنهم وعدهاى صادق. دنيا نقد است و زايلشدنى، آخرت نسيه است ولى صادق و ثابت. در آنجا حاكم ملكى است كه هم عادل است و هم قادر و كسى نمىتواند از حكومتش فرار كند:
لا يُمكِنُ الفِرارُ مِن حُكومَتِكَ
. بنابراين ما در مقابل سه چيز قرار گرفتهايم:
عرض زايل، وعده صادق، حكومتى كه از آن راه گريزى نيست آنهم حكومتى كه قرآن فرموده است: « «وَإِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَ كَفَى بِنَا حَاسِبِينَ»؛ و اگر بهاندازه سنگينى دانه خردلى (كار نيك و بد) باشد، ما آن را حاضر مىكنيم و كافى است كه ما حسابگر باشيم». [١] و در جاى ديگر مىفرمايد: « «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ* وَ مَنْ يَعْمَل مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»؛ پس هر كه هموزن ذرّهاى كار خير كند آن را مىبيند- و هر كه هموزن ذرّهاى كار بد كند آن را مىبيند». [٢]
[١]. سوره انبياء، آيه ٤٧.
[٢]. سوره زلزله، آيات ٧ و ٨.