انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٧ - مقايسه غيبت و زنا
غيبت و زنا فرموده مرادش اين نيست كه غيبت از جميع جهات از زنا بدتر و شديدتر است. شايد ابوذر هم اينگونه خيال مىكرد كه شديدتر از جميع جهات باشد، در حالى كه شايد زنا شديدتر باشد لذا پرسيد: چگونه غيبت بدتر از زناست؟ حضرت در پاسخ بر تفاوت اين دو از نظر حقّاللّه و حقّالنّاس انگشت نهاد و فرمود: زنا حقّاللّه است و اگر انسان توبه كند خداوند او را مىبخشايد، حتّى زناى محصنه. ولى غيبت اگرچه كوچك باشد، چون حقّالنّاس است اگر انسان توبه هم كند خداوند نمىپذيرد، مگر اينكه صاحب غبيت يعنى غيبتشونده از او درگذرد. پس حقّالنّاس اين است كه چيزى از مردم ضايع شود، كسى كه غيبت مسلمانى كند در حقيقت آبروى او را كه گاهى از مال و خونش هم بالاتر است تباه كرده است. بسا كسانى كه حاضرند بميرند، ولى آبرويشان نرود. برخى مردم يك چوب كبريت را حقّالنّاس مىدانند، امّا ريختن آبروى مسلمان را جزءِ حقّالنّاس نمىدانند:
«حُرمَةُ عِرضِ المُؤمِنِ كَحُرمَةِ مالِهِ وَدَمِهِ
؛ احترام آبروى مؤمن مانند احترام مال و خونش است».
بنابراين علّت مقايسه حضرت در حديث مورد بحث هشدارى است كه مبادا با مسأله غيبت ساده برخورد شود، زيرا پاى آبروى مسلمان در كار است آنهم آبرويى كه معادل جان و حتّى از خون و جان برتر و بالاتر است.
گاهى برخى مىگويند: ما غيبت شما را كردهايم، ما را حلال كنيد و ببخشيد، انسان هم مىگويد: بخشيدم. آيا همين تمام شد؟
پناه بر خدا كه انسان از دنيا برود و بار حقوق مردم بر دوش او باشد. لذا در بحث فقهى غيبت هم اگر نگوييم واجب، لااقل احتياط واجب است كه بدون حِلّيّت بخشوده نمىشود، چون حقّالنّاس است و در روايات داريم كه روز قيامت وقتى مىخواهند از او، حقّ غيبتشده را بگيرند و او چيزى ندارد بدهد، از حسناتش برمىدارند و اگر حسنهاى نداشت از سيّئات غيبتشده برمىدارند و بر دوش او مىگذارند.