انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥ - دنيا معدن جواهر
(فَبادِروا العَمَلَ وَانتُم في مَهلِ الأنفاسِ)
. در گذشته رسم بود وقتى شخص محترمى سوار اسب مىشد پارچه يا قاليچهاى روى اسب مىانداختند. حضرت مىفرمايد: اگر بهاندازه گذاشتن و برداشتن آن قاليچه يا پارچه كه زمانى اندك است فرصت داشتيد، به اعمال نيك بپردازيد چون ممكن است در همين لحظات عمر شما به پايان برسد
(وَجِدَّةِ الاحلاسِ)
. پيش از آنكه گذرگاه نفَس گرفته شود كه پشيمانى بعد از آن سودى ندارد و راه بازگشتى نيست، عملى نيك كنيد. انسان اگر اندكى به علم تشريح آگاه باشد مىداند كه مرگ چقدر به انسان نزديك است. در بدن انسان دو عضو اساسى وجود دارد كه اينها بهسادگى از كار مىافتند: قلب و مغز.
يك سلسله رگهاى نازكى است كه وظيفه آنها تغذيه عضله قلب است. اگر اين رگها بسته شود و بخشى از قلب از كار بيفتد، سكته قلبى رخ مىدهد. در مغز انسان نيز مويرگهايى است كه اگر مجراى يكى از اينها گرفته شود، مغز از كار مىافتد و بسا آن بخش از مغز، فرمانده مغز باشد. اگرچه قلب سالم است، چون فرمان قلب از مغز صادر مىشود، يا اينكه آن بخش مسير يك طرف بدن باشد كه آن قسمت از كار مىافتد، يا اينكه بر اثر اصابت سنجاقى، خون لخته شود و به همان اندازه كار دست انسان بدهد.
خلاصه اگر انسان مقدارى درباره علم تشريح مطالعه كند رفتهرفته در زندگى خودش وسواس پيدا مىكند كه آيا شب كه مىخوابم صبح زنده برمىخيزم؟
به هر حال اين حوادث درونى و بيرونى فراوان است. همين مسافرت را در نظر بگيريد كه جزئى از زندگى انسان امروز شده، تمام مسافرتها دام خطر است هر چند انسان مراقب باشد، ديگران ممكن است بىاحتياطى كنند. پس حالا كه مىتوانيد و قدرت داريد عمل نيك كنيد. كارهايى كه مىكنى بگذار به حساب خدا. آيا واقعاً مىتوانيم بگوييم اعمالى كه انجام دادهايم خالص براى خدا بوده