انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩ - امّت پيامبر بر سه دستهاند
درهم سراغ حرام بروند. حقوق شرعى را مىپردازند و بقيّه را نزد خود نگاه مىدارند. اگر خدا درباره حساب آنان سختگيرى كند عذاب مىشوند، وگرنه جان سالم به در مىبرند.
سؤال: اگر اينها واقعاً به دنبال روزى حلال رفته، در مسير حق و عدالت مصرف كردهاند بايد مقامشان از طبقه اوّل بيشتر باشد كه هيچ به دست نياوردهاند. مثلًا در مورد على عليه السلام آمده كه هزار بنده از زحمت خودش آزاد كرد.
آيا فضيلت در ترك طلب است يا آنكه حلال را بطلبد و آن را انفاق كند؟
جواب: اگر حديث را درست معنى كنيم چنين سؤالى پيش نمىآيد. اگر انسان مال را براى انفاق بخواهد چنين چيزى پسنديده است، امّا مراد از طبقه دوم اين است كه جمع كردن مال را دوست دارند، يعنى براى مال اصالتى قائلند و همين كارشان را سخت و خراب مىكند. اسلام ترجيح مىدهد انسان توليد كند و آنگاه ببخشد و در راه خدا ايثار و انفاق كند. چنين كسى اگر كار كند و مالى بهدست آورَد، سپس انفاق كند و مال براى او اصالتى نداشته باشد از زاهد هم بالاتر است.
٣. كسانى كه دوستدار جمعآورى مال هستند و تفاوتى ندارد كه آن را از راه حلال به دست آورند يا حرام، هم مصرف مال آنها و هم درآمدشان هر دو خراب است. اگر هم انفاق كنند اسراف است و بىحساب. يعنى بدون آنكه مورد و مستحق بخشش را بشناسند انفاق مىكنند. و اگر امساك كنند از بخل و احتكار است. اينها كسانىاند كه دنيا قلبشان را افسون كرده و به سبب گناهانشان وارد آتش مىشوند.
زهد يعنى عدم وابستگى به دنيا، نه نداشتن دنيا. شما اگر همه دنيا را داشته باشيد و به آن وابسته نباشيد زاهدترين مردم محسوب مىشويد.
على عليه السلام كه در رأس حكومت قرار داشت چنين بود و مىفرمود: «اين حكومت از آن كفش كهنه وصلهزده در نظر من بىارزشتر است». او امير بود نه