انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥ - توصيف دنيا
دنيا مىخورد كه از يكى به «خدعه» و ديگرى به «غرور» تعبير كرده است.
«خَدَعَتهُ العاجِلَةُ وَ غَرَّتهُ الامنِيَّةُ؛
دنياى زودگذر او را فريفته و آرزوهاى دور و دراز درونى، او را مغرور ساخت». خدعه و غرور شبيه يكديگرند، ولى در اينجا خدعه، فريب بيرونى است و غرور، فريب درونى.
انسان زرقو برق و جاه و منزلت دنيايى را مىبيند و به انسانهايى كه در ناز و نعمت بهسر مىبرند توجّه مىكند و همين چيزها او را به خود مشغول و از خدا و آخرت و ارزشهاى معنوى غافل مىسازد. رسول خدا مىفرمايد: از كسانى مباش كه گاهى عواملى از درون خود او را بفريبد و گاهى عواملى از برون. [١]
دومين چيزى كه بدان اشاره شده ناپايدارى دنياست. كسى كه از درون يا برون فريب دنيا را مىخورد در حقيقت به «دارالسّوء» (سراى بد) اعتماد كرده است آنهم سرايى كه بهسرعت نابود مىشود و انسان از آن كوچ مىكند و هر لحظه در آن «جرس فرياد برمىدارد كه بربنديد محملها».
در اينجا از يكى به زوال و از ديگرى به انتقال تعبير شده است. آوردن هر دو كلمه نكته دارد: زايل شدن يعنى اين شخص آنچه دارد از دست مىدهد، منتقل شدن يعنى شخص به مكانى مىرود كه بايد در آنجا حساب پس بدهد. پس نعمتهاى دنيايى سريع مىآيد و زود هم مىگذرد. البتّه قرآن هم روى اين
[١]. انسانها چند گروهند: برخى آنقدر ضعيف و ناتوانند كه تنها مشاهده زرق و برق دنيا براى فريب و غرورشان كافى است، امّا برخى كه مقاومت بيشترى دارند وسوسههاى شيطان نيز بايد به آن افزوده شود و شيطان درون و برون دستبهدست هم دهند تا آنها را بفريبند. بىشك بسيارى از مظاهر زندگى غرورآميز و غفلتزاست و گاه چنان انسان را به خويشتن مشغول مىدارد كه از هرچه غير آن است غافل مىسازد.
به همين دليل در برخى روايات از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم كه از آن حضرت پرسيدند: اىُّ النّاسِ اثبَتُ رَأياً؛ چه كسى از همه مردم بافكرتر و از نظر انديشه ثابتتر است؟ فرمود: مَن لَم يَغُرَّهُ النّاسُ مِن نَفسِهِ وَلَم تَغُرَّهُ الدُّنيا بِتَشَوّفِها؛ كسى كه مردم فريبكار او را نفريبند و تشويقهاى دنيا نيز او را فريب ندهد». (صدوق، امالى، ص ٤٧٨، ح ٦٤٤).
ولى با اين حال در صحنههاى مختلف همين دنياى فريبنده، صحنههاى گويايى است كه ناپايدارى جهان و توخالى بودن زرقو برقهاى آن را به روشنترين وجهى بيان مىكند كه هر انسان هوشمندى را مىتواند بيدار كند، بلكه ناهوشمندان را هوشيار مىسازد. (رجوع شود به: تفسير نمونه، ذيل آيه ٣٣ سوره لقمان).