انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٢ - كيفر تاركان نماز
برخى مىگويند: ما منكر فلسفه نماز و اهمّيّت و آثار تربيتى آن نيستيم، امّا چه لزومى دارد كه در اوقات معيّنى برگزار شود آيا بهتر نيست كه مردم آزاد باشند و هرگاه فرصت و آمادگى روحى داشتند اين وظيفه را ادا كنند؟
در پاسخ مىگوييم: تجربه نشان داده است كه اگر مسائل تربيتى تحت انضباط و شرايط معيّن قرار نگيرد عدّهاى آن را به دست فراموشى سپارند و اساس آن بهكلّى متزلزل مىشود. اينگونه كارها بايد حتماً در اوقات معيّن و تحت انضباط دقيق قرار گيرد تا هيچكس عذر و بهانهاى براى ترك كردن آن نداشته باشد.
بهخصوص كه عبادات در وقت معيّن و به صورت دستهجمعى داراى شكوه و تأثير و عظمت خاصّى است كه قابل انكار نيست و در حقيقت يك كلاس بزرگ انسانسازى را تشكيل مىدهد. [١]
كيفر تاركان نماز
در حديثى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
يَقُولُ الكَلبُ: الحَمدُ لِلّهِ الّذي خَلَقَني كَلباً وَلَم يَخلُقني خِنزيراً وَيَقولُ الخِنزيرُ: الحَمدُ لِلّهِ الّذي خَلَقَني خِنزِيراً وَلَم يَخلُقْني كافِراً وَيَقولُ الكافِرُ: الحَمدُ لِلّهِ الّذي خَلَقَني كافِراً وَلَم يَجْعَلْني مُنافِقاً وَالمُنافِقُ يَقولُ: الحَمدُ لِلّهِ الّذي خَلَقَني مُنافِقاً وَلَم يَخلُقْني تارِكُ الصَّلاةِ
؛ سگ (در فريادهايش) مىگويد: سپاس خداى را سزاست كه مرا سگ كرد و خوك نگردانيد و خوك مىگويد: سپاس خداى را كه مرا خوك گردانيد و كافر نكرد و كافر گويد: سپاس خداى را كه مرا منافق نيافريد و منافق گويد: سپاس خداى را كه مرا منافق آفريد، تارك نماز نيافريد. آرى خداوند مىفرمايد: « «وَ أَقِيمُوا الصَّلَوةَ وَ لَاتَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ» [٢]؛ و نماز را بر پاى داريد و از مشركان نباشيد». [٣]
[١]. رجوع شود به: تفسير نمونه، ذيل آيه ١٠٣ سوره نساء.
[٢]. سوره روم، آيه ٣١.
[٣]. معارج اليقين في اصول الدّين، ص ١٨٧، ح ٤٦٧.