انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٤ - ٥ ضعف و ناتوانى
بدهم. بنابراين بهتر آن است كه انسان سرمايههاى وجود خود را پرورش دهد و اگر خداوند او را براى هر رشتهاى كه ساخته، همان را در خودش بپرورَد و همان را تعقيب كند و مصداق ضربالمثل معروف نشود كه زاغ مىخواست راه رفتن كبك را ياد بگيرد، راه رفتن خودش را هم فراموش كرد.
٣. تحميل از سوى اجتماع
گاهى دوگانگى شخصيّت از بيرون به انسان تحميل مىشود. مثلًا جامعه در اوضاعى به سر مىبَرد كه انسان نمىتواند آزادانه آنچه هست باشد و آنچه هست نشان بدهد، ناچار در درون چيزى هست، امّا در بيرون چيز ديگرى مىشود، چون شخصيّت ذاتىاش را نمىتواند نشان بدهد.
٤. سودجويى
گاهى برخى انسانهاى سودجو براى اينكه منافعشان تأمين شود به هر دستهاى كه مىرسند خود را جزءِ همان دسته جا مىزنند تا از آنها سود ببرند.
قرآن مىفرمايد: « «فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَاللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ»؛ اگر فتح و پيروزى نصيب شما شود، (براى گرفتن غنيمت) مىگويند: مگر ما با شما نبوديم؟ (پس ما نيز در افتخارات و غنائم شريكيم)». [١] و در ادامه آيه مىفرمايد: « «وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيكُمْ»؛ و اگر بهرهاى نصيب كافران شود، به آنان مىگويند: مگر ما شما را به مبارزه و تسليم نشدن در برابر مؤمنان تشويق نمىكرديم؟».
ما شما را نصيحت مىكنيم كه به ميدان نرويد، چون اسباب شكست است يا وقتى پيروز مىشوند مىگويند: ما در پشت جبهه همراه شما بوديم. خلاصه براى اينكه منافعشان را تأمين كنند هر روز با گروهىاند و دستهاى.
٥. ضعف و ناتوانى
برخى كه ضعيف و ناتوانند، معمولًا صراحت و شجاعت هم ندارند، زيرا شجاعت و صراحت و يك چهره بودن از اوصاف كسانى است كه قوى باشند.
[١]. سوره نساء، آيه ١٤١.