انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - امّت پيامبر بر سه دستهاند
اسير. اگر انسان پيراهنى داشته باشد ولى وابسته به آن باشد چنين كسى راغب به دنياست، نه زاهد.
درباره مال و ثروت نظرهاى متفاوتى وجود دارد: برخى براى مال چنان اهمّيّتى قائلند كه حلّال تمام مشكلاتش مىدانند و جاى تعجّب نيست كه اين گروه پيوسته به جمع اموال پردازند و آنى راحت ننشينند و هيچ قيد و شرطى براى آن قائل نباشند و حلال و حرام در نظرشان يكسان باشد.
در مقابل اين گروه جمعيّتىاند كه براى مال و ثروت كمترين ارزشى قائل نيستند، فقر را مىستايند و براى آن ارج قائلند، حتّى مال را مزاحم تقوا و قرب خدا مىدانند.
ولى در برابر اين دو عقيده كه در طرف افراط و تفريط قرار دارد، آنچه از قرآن مجيد و روايات اسلامى استفاده مىشود اين است كه مال خوب است امّا به چند شرط: نخست اينكه «وسيله» باشد و نه «هدف».
دوم اينكه انسان را اسير خود نسازد، بلكه انسان امير بر آن باشد.
و سوم اينكه از راه مشروع به دست آيد و در راه رضاى خدا مصرف گردد.
علاقه به چنين مالى نهتنها دنياپرستى نيست، بلكه دليلى بر علاقه به آخرت است. [١]
[١]. رجوع شود به: تفسير نمونه، ذيل آيات ١- ٩ سوره همزه.