انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢ - سوگند ياد كردن
الْأَيْمَانَ»؛ ولى در برابر سوگندهايى كه (از روى اراده) محكم كردهايد، مؤاخذه مىكند». [١] كلمه «عقد» در اصل بهمعناى جمع كردن اطراف يك چيز محكم است و به همين جهت گره زدن دو سر طناب را عقد مىگويند. گاهى به همين مناسبت در امور معنوى نيز به كار مىرود و هرگونه پيمان محكمى را عقد مىگويند. در اين آيه منظور از عقد ايمان (بستن سوگندها)، تصميم جدّى بر كارى است كه به آن سوگند ياد مىشود.
البته جدّى بودن سوگند بهتنهايى براى صحّت آن كافى نيست، بلكه بايد محتواى سوگند لااقل يك امر مباح بوده باشد و بايد دانست كه سوگند جز به نام خداوند معتبر نيست.
بنابراين اگر كسى به نام خدا سوگند ياد كند كه كار نيك يا لااقل كار مباحى را انجام دهد، واجب است به سوگند خود عمل كند واگر آن را شكست كفّاره دارد و كفّارهاش يكى از سه چيز است: نخست طعام دادن به ده مسكين، دوم پوشاندن لباس به ده نيازمند، سوم آزاد كردن برده.
[١]. سوره مائده، آيه ٨٩.