انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - ٥ و ٦ امر به معروف و نهى از منكر
بِالمَعروفِ وَلَتَنهُنَّ عَن المُنكَرِ أو لَيُسَلّطَنَّ اللّهُ عَلَيكُم سُلطاناً ظالِماً لَايُجِلُّ كَبيرَكُم وَلا يَرحَمُ صَغيرَكُم فَيَدعُو خِيارُكُم فَلا يُستَجابُ لَهُم وَتَستَنصِرونَ فَلا تُنصَرونَ وَتَستَغيثونَ فَلا تُغاثونَ وَتَستَغفِرونَ فَلا تُغفَرونَ:
«بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيد، وگرنه خداوند ستمگرى را بر شما مسلّط مىكند كه نه به پيران احترام مىگذارد و نه به خردسالان رحم مىكند. نيكان و صالحان شما دعا مىكنند ولى مستجاب نمىشود و از خداوند يارى مىطلبند امّا خدا به آنها كمك نمىكند و حتّى توبه مىكنند و خدا از گناهانشان درنمىگذرد». [١] اينهمه تأكيد براى آن است كه بفهميم اين دو وظيفه بزرگ در حقيقت ضامن اجراى بقيّه وظايف فردى و اجتماعى است و در حقيقت در حكم روح و جان آنهاست و با تعطيل آنها تمام احكام و اصول اخلاقى ارزش خود را از دست خواهد داد. [٢] اين دو برنامه اسلامى آثار فراوانى دارد. حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
وَما اعمالُ البِرّ كُلُّها وَالجِهادُ في سَبيلِ اللّهِ، عِندَ الأمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهي عَن المُنكَرِ الّا كَنَفثَةٍ في بَحرٍ لُجّىّ:
«تمام اعمال نيك و حتّى جهاد در راه خدا در مقابل امر به معروف و نهى از منكر، مثل آب دهان در درياى عميق است». [٣] بىاعتنايى به همين چيزى كه ما با جمله «به من چه ربطى دارد» از كنار آن مىگذريم، يا به بهانه رنجيدن دوست و آشنا و يا براى به دردسر نيفتادن آن را ترك مىكنيم و به قول معروف سرى كه درد نمىكند چرا دستمال ببنديم، موجب مىشود تدريجاً اشرار بر جامعه مسلّط و انسانهاى نيك كم شوند و نيكى بهدست فراموشى سپرده شود. اين خيال خام و اشتباه بزرگى است كه انسان گمان كند عزّت در دست ديگران است نه در دست خدا، در حالى كه قرآن باصراحت
[١]. مجمعالبيان، ج ٢، ص ٣٥٩.
[٢]. تفسير نمونه، ج ٣، ص ٣٧.
[٣]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، شماره ٣٧٤.