انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠ - نظم در زندگى
بودن انسان كرده، يعنى انسان كه واقعيّات را درك مىكند و آدمى كه شهواتش بر او غلبه نمىكند، زيرا هر كه شهواتش بر او غلبه كند خود داراى نوعى جنون است.
خلاصه چنين آدمى بايد اوقات شبانهروز را به چهار بخش تقسيم كند:
١. ساعتى براى مناجات با خداوند.
٢. ساعتى براى محاسبه نفس. يعنى در بخشى از شبانهروز فكر كند كه در چه مرحلهاى است. بينديشد كه سال گذشته در چه مرحلهاى از ايمان و اخلاق بودهام و امسال چگونهام؟ آيا در اين بازار تجارت (دنيا) سود بردهام يا زيان كردهام و يا در حالت ركود بودهام؟ آيا كارى كه باعث جلب رضايت الهى باشد از من سرزده است؟ آيا زندگى تكرارى را ادامه دادهام يا برنامه و راه تازهاى بهسوى خدا گشودهام؟ آيا گرهى از مشكل مردم باز كردهام؟ و هزاران اگر ديگر. خلاصه همانگونه كه تاجر همه روزه تجارتش را محاسبه مىكند، كسانى كه دقيقاند براى محاسبه نفسشان هم وقت مىگذارند و كارهاى شبانهروزشان را محاسبه مىكنند.
٣. ساعتى را براى تفكّر و انديشيدن بگذارد.
امّا اينكه درباره چه چيزى تفكّر كند، در مورد چيزى كه حسّ شكرگزارى را در انسان تقويت و تحريك مىكند. يعنى در نعمتهاى خدادادى بينديشد.
بزرگترين نعمت ايمان، اسلام، ولايت اهلبيت عليهم السلام، معرفتاللّه، سلامت، توفيق براى طاعت و علم است. همه اينها از نعمتهاى بزرگ الهى است كه بايد انسان درباره آنها بينديشد. انسان تا زمانى كه اينها را دارد قدر آنها را نمىداند امّا همين كه يكى از آنها را از دست داد قدر آن را مىفهمد يا درك مىكند كه چكاره است يا چكاره بوده، آنهم تفكّرى كه هر لحظهاش معادل يك سال عبادت است و ممكن است سرنوشت انسان را عوض كند. بهترين نمونهاش داستان حُرّ است كه با چند دقيقه فكر بهكلّى سرنوشت خود را عوض كرد.