انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢ - راه جلب محبّت خدا و مردم
نور هدايت
پيامبراكرم صلى الله عليه و آله در اين حديث مردى را اندرز مىدهد و آنگاه در پايان راجع به دنيا و خطرهاى آن بحث مىكند:
١. اگر مىخواهى خدا تو را دوست داشته باشد آنچه را نزد خداست بطلب و اگر مىخواهى مردم تو را دوست بدارند به دست مردمان نگاه نكن و به مالشان چشم طمع ندوز.
مراد از جمله «ما عِنداللّه»، ثوابهاى الهى، قرب خداوند و نعمتهاى اوست كه اگر طالب آن باشى، خدا تو را دوست مىدارد. امّا مردم وقتى تو را دوست مىدارند كه نسبت به چيزهايى كه مورد علاقه آنان است بىاعتنا باشى، زيرا در بشر بخل حاكم است و اين حاكميّت بخل در انسان موجب مىشود كه به بىطمع علاقهمند باشد. واقعاً انسان براى حفظ موقعيّت خودش هم كه شده، به آنچه در دست مردم است بايد بىاعتنا باشد.
در طول تاريخ چيزهاى عجيبى در اين زمينه نوشتهاند. برخى حاكمان، نزديكان و برادران خود را براى حفظ حكومتشان كشتهاند. نقل مىكنند كه سلطان محمّد فاتح، پادشاه عثمانى، چون به سلطنت رسيد دستور داد تمام برادرانش را كشتند، زيرا مىترسيد آنها تهديدى براى حكومتش باشند. بعد از سلطان محمّد فاتح در ميان عثمانىها سنّت شد كه هر كس به سلطنت مىرسيد تمام برادرانش را مىكشت.
در مورد يكى از پادشاهان اشكانى نوشتهاند كه وقتى به سلطنت رسيد پدر و سى برادر خود را كشت، سپس با مادرش ازدواج كرد كه ثمره اين ازدواج هم پدر و مادر خود را كشت. دنيا در نزد دنياپرستان چنين است.
٢. كسى كه به دنيا بىاعتناست «يُريحُ وَ يُريحُ قَلبَهُ» است. «يريح» اوّل احتمال دارد مفعولش محذوف و كلمه النّاس باشد. يعنى هم خودش و هم جسم و جانش راحت است و هم ديگران را راحت مىگذارد.