انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٢ - دنيا معدن جواهر
آرزوهاى دراز به موجودات ضعيف و مسخ شدهاى مبدّل گشتند كه نهتنها به حال جامعهشان مفيد نيفتادند، بلكه منافع شخصى خود را پايمال كردند و از هرگونه تكامل بازماندند.
٢. «معاد، مضمار و ميدان عمل است». گاهى ممكن است به ميدان مسابقه هم «مضمار» بگويند. علّت اينكه عرب به ميدان مسابقه مضمار مىگويد اين بود قبل از آنكه مسابقه اسب سوارى برگزار شود به سراغ ميدانهاى تمرين مىرفتند و سعى مىكردند اسبها را ورزيده كنند كه در آن دو كار صورت مىگرفت: اسب هم ورزيدهتر مىشد و هم لاغر.
«مضمار» به معناى لاغر شدن هم آمده و لذا در نهجالبلاغه مىفرمايد: «امروز مضمار است». [١] دنيا ميدان تمرين مسابقه آخرت است. از اين تعبير برمىآيد كه گاه به خود ميدان مسابقه هم مضمار مىگويند، چون درآنجا مىدوند ولاغر مىشوند.
به هر حال مطابق اين فرمايش حضرت، معاد مضمار عمل است. خيال نكنيد انسان با آرزوها به جايى مىرسد. در آنجا اعمال با هم مسابقه مىدهند، هر كه عملش بيشتر برنده مسابقه است و هر كه عملش كمتر و آلودهتر، بازنده و زيانكار است. دنيا شما را با آرزوها سرگرم مىكند در حالى كه در بازار قيامت، امل و آرزو به درد نمىخورد، بلكه عمل نتيجهبخش است.
از جمله بعد مىفهميم كه مردم دو دستهاند: دستهاى مُغتبط و ديگر متيّسر.
برخى مغتبط را بهمعنى مسرور گرفتهاند ولى به نظر مىرسد مغتبط آدم فقيرى است كه غبطه مىخورد و به همان اندازه كه در راه خدا مىدهد با همان اندك، غانم و پيروز و بهرهمند است.
و عدّهاى همه چيز دارند، ولى چون نتوانستهاند از اموالشان بهرهاى ببرند پشيمان مىشوند.
در جملههاى بعد شش چيز را بيان فرموده است:
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٨.