انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧ - پيوند دين و دنيا
پيامبر صلى الله عليه و آله زخم برداشت و دندانهاى مباركش شكست. طبق روايتى، حضرت على عليه السلام نود زخم بر تن داشت. خلاصه موقعيّت بحرانى و حسّاسى بود. لذا حضرت بايد به مردم هم اميد بدهد و هم آنان را آرامش بخشد. علاوه بر همه اينها، بنيه معنوى آنان را تقويت كند و براى جبران شكست آماده سازد. در اين وضعيّت حسّاس چهار دستور مىدهد كه هم مايه آرامش دل و جان است و هم راه جبران شكستها را روشن مىسازد و هم با آن، وسيله پيروزىها فراهم مىشود. جان كلام اينكه دين و دنيا در اين چهار دستور نهفته است.
«اقبِلُوا عَلى ما كُلّفتُموهُ مِن اصلاحِ آخِرَتِكُم
؛ روى بياوريد بر چيزى كه وظيفه اصلى شماست». زيرا مردم يك وظيفه اصلى دارند و يك وظيفه فرعى. وظيفه اصلى آنان اصلاح آخرت است و برنامه فرعى آنان كه كار دنياست از طرف خدا تضمين شده. خداوند مىفرمايد: « «وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِىالْأَرْضِ الَّا عَلَىاللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِى كِتَابٍ مُبِينٍ»؛ هيچ جنبدهاى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خداست. او قرارگاه و محلّ نقل و انتقالش را مىداند. همه اينها در كتاب (لوح محفوظ) ثبت است». [١] ما درباره آخرت آيهاى نداريم كه چنين تضمينى كرده باشد تا همه مردم را داخل بهشت بكند.
اسلام از يكسو مىگويد: به دنيا كمتر بپردازيد و از سوى ديگر، فرمان مىدهد بيشتر به فكر آخرت باشيد، زيرا در وجود انسان ذاتاً چيزى است كه او را به طرف دنيا مىكشاند، امّا جنبههاى معنوى كه او را به آخرت بكشاند در انسان ضعيف است، چون مردم نسبت به دنيا مانند ماشينىاند كه در سراشيبى قرار مىگيرد و نسبت به آخرت، مانند ماشينى كه در سربالايى تند و تيزى واقع مىشود.
عدم توجّه به دنيا دليل بر آن نيست كه اسلام مردم را به بطالت و فقر و عدم شكوفايى اقتصادى دعوت مىكند، نه چنين نيست. سرشت مردم اينگونه است
[١]. سوره هود، آيه ٦.