اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٠ - ٢٣- ٢٧- واكنش پرهيزگاران* در برابر قرآن مجيد
بنمايد، اين انسان هم بايد وقتى در قرآن وارد شد و هر آيهاى را از جلوى چشمش گذراند، بسيار تأمّل كند كه هر آيهاى گنجى است كه با ديدن و قرائت كردن آن به رويش گشوده مىشود و با تأمّل و بررسى در آن استفاده و مورد بهرهبردارى قرار مىگيرد، و چه گنجى از اين بهتر كه هم براى دنياى فانى سودمند است هم براى آخرتِ باقى مفيد، و بواسطه مراعات تفكّر و ادب قرائت، پيشوايان معصوم عليهمالسّلام از زياد خواندن و با سرعت خواندن آن در مدتهاى كوتاه جلوگيرى مىكردند در روايت آمده كه محمدبن عبدالله به امام صادق (عليه السلام) گفت: «من قرآن را در يك شب ختم مىكنم»، حضرت فرمودند: من خوشم نمىآيد قرآن را در كمتر از يك ماه ختم كنى». [١]
در روايتى ديگر ابن عمرو گفت: پيامبر (صلى الله عليه وآله) به من فرمودند: «بخوان يك دور قرآن را در هر ماه»، گفتم: «بيشتر در خود قدرت مىبينم»، فرمودند: «در ٢٠ شب بخوان»، گفتم: «قدرت بيشترى دارم»، فرمود: «در ١٠ شب بخوان»، گفتم: «قدرت بيشترى دارم»، فرمود: «بخوان در هفت شب و زياد مكن بر اين مقدار (يعنى در ظرف هفت شب بيشتر از يك دوره قرآن مخوان)». [٢]
اينها همه نشان دهنده توجه اولياء دين به تدبّر در آيات قرآن است و براى جلوگيرى از عدم تفكّر در آيات، اصحاب را منع مىكردند كه در مدّت كوتاهى ختم قرآن كنند زيرا طبيعى است كه هر چه سرعت قرائت بيشتر باشد، تعمّق و تدبّر در معانى آن كم مىشود گاهى اين سؤال مطرح مىشود، كه: چگونه مىتوان بين رواياتى كه مىگويند بسيار قرآن بخوانيد، و رواياتى كه مىگويند تدبّر و تفكّر كنيد، جمع كرد؟ جواب روشن است: اين دو دسته از روايات تضادى با هم ندارد، زيرا از رواياتى كه ذكر شد
معلوم مىشود كه پيامبر و ائمه عليهمالسّلام برحسب حال كسى كه قرآن
[١]. كافى، جلد ٢، صفحه ٦١٧؛ ميزان الحكمة، جلد ٨ و صفحه ٨٨.
[٢]. كنز العمال، خبر ٢٨١٥؛ ميزان الحكمة، جلد ٨، صفحه ٨٨.