اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٨ - ٢٣- ٢٧- واكنش پرهيزگاران* در برابر قرآن مجيد
لاخير فى عبادة ليس فيها تعقّه» [١]:
«آگاه باشيد كه خيرى در تلاوتى نيست كه در آن تدبّر و دقت نباشد، بدانيد كه خيرى در عبادتى نيست كه در آن آگاهى و فهم نباشد»، كدام يك از ما اينگونه عمل به سيره متّقين مىكنيم، كدام يك از ما تأمّل و تدّبر در آيات و احكام الهى مىكنيم.
آيا جاى نكوهش و سرافكندگى نيست كه براى كتاب داستان و قصه و كتابى كه داراى حكايات خندهآور است، اينقدر وقت مىگذاريم، و حتى دقت مىكنيم مطلبى از ذهن ما غائب نشود، ولى يك صدم اين مقدار را- اگر قرآن بخوانيم- براى فهم قرآن بكار نمىبنديم، آيا زشت نيست اين همه دقت در يك مسئله رياضى و يا فيزيك و شيمى و غيره مىكنيم و قرآن را به فراموشى سپردهايم، چقدر بى توجهى است كه فلان آقا يا خانم فوق ليسانس خود را گرفته و اين همه وقت و فكر صرف كرده تا بتواند به اين درجه علمى رسد، ولى هنوز ياد نگرفته چگونه از روى قرآن بخواند، چه رسد به اينكه در معانى دقيق آن تأمّل و تفكّر كند، چقدر قبيح است كه گوينده اخبار و برنامههاى راديو و تلويزيون ما بعداز سالها كه از انقلاب اسلامى گذشته، با توجه به اينكه دوره دانشگاهى را گذرانده وقتى يك آيه كوچك به او مىدهند نتواند صحيح بخواند، اينها درد است كه هنوز نتوانيم از روى كتابى كه قانون انسانسازى و جامعهسازى است بخوانيم، كتابى كه تمام درمان دردهاى ما در آن است، كتابى كه اصلاح كننده دنيا و آخرت ما است، چقدر فاصله است بين روش ما با روش متّقين؟! ولى چاره نيست، در نااميدى بسى اميد است بايد تلاش كرد تا لااقل خود را به مرز آنها نزديك كنيم.
تفكّر، حيات قلب انسان بصيراست، اگر تدبّر از بين رفت روح بصيرت رخت برمىبندد، و قلب بينا از بينائى باز مىايستد، انسانى كه داراى باطنى بينا
[١]. بحارالانوار، جلد ٩٢، صفحه ٢١١؛ معانى الاخبار، جلد ٢، صفحه ٤٩؛ ميزان الحكمة، جلد ٨، صفحه ٨٨.