اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦ - ١٣- روح قناعت
آنها گرفتار فقر و پريشانى هستند، و (نبايد) امتناع كند از مالى كه اگر نگه دارد به مال او چيزى افزوده نمىشود، و اگر انفاق كند چيزى از مال او كم نمىشود،- اگر از خويشان او تنگدست و محتاجاند نبايد از كمك مالى دريغ كند، مالى كه اگر حفظ شود تأثيرى در ازدياد اموال نداشته و اگر تقديم مستحقّى گردد تأثير و كمبودى در ثروت احساس نمىشود و خداوند متعال جبران مىكند- و كسى كه دست از ارحام خويش كشد جز اين نيست كه او يك دست از آنها مىكشد، و در مقابل دستهاى زيادى از او كشيده مىشود- زيرا او يك نفر و جمعيت طائفه بسيار است و طبعاً جدا شدن يك نفر ضررى به ديگران نمىزند ولى جدائى يك فاميل از يك فرد مضرّ به حال او است- و كسى كه (با خويشان خود) متواضع و مهربان و همراه باشد، دوستى هميشگى آنها را جلب كرده است (هر وقت كمك و يارى بخواهد دستها و قدمهائى آماده، براى خدمت به او مهيّا خواهد بود)».
مرحوم الهى در ذيل اين فراز (حاجاتهم خفيفة) چنين مىسرايد:
|
نكويان جهان از بى نيازى |
نمىگيرند عالم را به بازى |
|
|
سبكبار اندرين دار مجازند |
به كمتر مايه آنان بى نيازند |
|
|
نياز جسم و جان را برده از ياد |
به ناز دلبر خود گشته دلشاد |
|
|
به جز خالق كه از كُل بى نياز است |
خلائق را به يكديگر نياز است |
|
|
وليكن پارسايان را قناعت |
سبك بنموده سنگين بار حاجت |