اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١ - ١٠- مقام حُزن
كرده و با چاه درددل گويد شايد كه چاه مولى را درك كند، آن مردم كه درك نكردند، من نمىدانم با چاه چه مىگفت: خدا داند و قلب على، بايد به هوش بود و عبرت گرفت
«فَاعْتَبِروا يا اولى الابصار»
كه با رهبران حقيقى و الهى خود چه كنيم تا درد دل به چاه نگويند.
بحث در حزن بود، بنابر آنچه ذكرش رفت، انسان بايد از عوامل حزن و اندوهى كه غيرسازنده است دورى گزيند، زيرا كه
«الاحزان اسقام القُلوب كما انَّ الامْراضَ اسْقامُ الابْدان»:
«حزنها بيماريهاى قلبها هستند چنانكه مرضها بيماريهاى بدنها مىباشند» [١] همچنانكه امراض بدن را به نابودى مىكشد، حزن هم ابتداءً نفس و روح را فرسوده، و سپس جسد را از بين مىبرد
«الحُزْنُ يَهْدمُ الجَسَدَ» [٢]
برادر و خواهرم! اگر امرى را طالب بودى، و به آن نرسيدى، مبادا بر آن غصّه خورى، بلكه به منزله امرى بنگر كه گويا اصلا به ذهن تو خطور نكرده بود
«اجْعَل ما طَلَبْتَ مِنَ الدُّنيا فَلَنْ تَظْفَر بِه بِمنزلة ما لَمْ يَخْطُرْ بِبالِك» [٣]
نرسيدن به امور و خواستهها، طبيعت زندگى دنيوى است زيرا به فرموده مولى على (عليه السلام):
«الدَّهرُ يَومان يومَ لك و يَومٌ عَليك فَانْ كانَ لَك لا تَبْطر و انْ كانَ عليكَ فَلا تَضْجُر»:
«روزگار دو روز است روزى به نفع تو، و روزى بر ضرر تو، پس اگر به سود تو بود، خشنود مشو، و اگر بر ضرر تو بود، ناراحتى مكن». [٤]
پس هرگاه غمهاى عالم به تو روى آورد به خدا روى آور و مكرر بگو:
«لا حول و لا قوّة الّا باللّه»
كه: امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
«اذا تَوالَتْ الهِمومُ فَعَليْكَ بِلا
[١]. بحارالانوار، جلد ٩٥، صفحه ٢٨٠؛ ميزان الحكمة، جلد ٢، صفحه ٣٩٢ (روايت از امام ششم (عليه السلام) است).
[٢]. غرر الحكم امام على (عليه السلام)؛ ميزان الحكمة، جلد ٢، صفحه ٣٩٢.
[٣]. بحارالانوار، جلد ٧٨، صفحه ١١١؛ ميزان الحكمة، جلد ٢، صفحه ٣٩٧ (روايت از امام حسن مجتبى (عليه السلام) است).
[٤]. بحارالانوار، جلد ٧٨، صفحه ٢٠؛ ميزان الحكمة، جلد ٢، صفحه ٣٩٧.