اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - درمان بيمارىهاى زبان
مستقيم بين كمال عقل و بين قلت كلام است، عقل و كلام مثل دو كفه ترازويند كه هرچه عقل بالاتر رود، كلام پائينتر مىآيد، پس روى معيارى كه حضرت على (عليه السلام) ارائه مىدهند، كاملترين افراد از حيث عقل كم حرفترين آنها است.
سكوت، نشانه پختگى و آبديده شدن فرد است و چه خوش سروده:
|
اين ديگ ز خامى است كه در جوش و خروش است |
گر پخته شد و لذت دم ديد خموش است |
وقتى نخود يا مواد ديگر را براى تهيه غذا در ديگ مىريزند تا مادامى كه هنوز خام و نپخته است دائماً در حال جنب و جوش و حركت و بالا و پائين رفتن است، ولى وقتى پخته شد و لذت دم كشيدن را چشيد خموش و آرام در ته ديگ تهنشين مىشود، آرى انسانى كه وجودش با سكوت انس گرفته و لذت دم بستن را چشيده و شيوه خموشى و سكوت را برگزيده، اين نشان پختگى او است.
٢. اول تفكّر سپس تلفّظ: داروى ديگرى كه براى اين مريض تجويز شده آن است كه قبل از سخن گفتن فكر كند تا مصداق اين كلام شود (كم گوى و گزيده گوى چون دُر) دو تعبير در روايات اهل بيتعليهمالسلام ديده مىشود: الف)
«لسان المؤمن وراء قلبه وقلب المنافق وراء لسانه» [١]
: «زبان مؤمخن پشت قلب او و قلب منافق پشت زبان او است» يعنى مؤمن وارادت در قلب را از فيلتر و دستگاه تصفيه قلب مىگذارند و بعد به روى زبان منتقل مىكند ولى منافق برعكس است، اول حرفى را مىزند و سپس مىانديشد و لذا در بسيارى از موارد سخنانش موجب پشيمانى او است.
بايد «اول انديشه بعد از آن گفتار را شعار خود قرار دهيم تا اول فكر و سپس سخن گوئيم، البته گاهى هم انديشه بدون گفتار است و آن در جايى است
[١]. بحارالانوار، جلد ٧١ صفحه ٢٩٢ نهجالبلاغه، خطبه ١٧٦/ ميزان الحكمة، جلد ٨، صفحه ٤٩٤.