اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - درمان بيمارىهاى زبان
بلكه مىگوئيم ترك «مالا يعنيه»: «يعنى حرف بىفايده» و ترك فضول كلام (يعنى زيادىهائى كه لازم به ذكر نيست بايد كرد، زيرا «المرء مخبوء تحت لسانه»، [١]: «مرد زير زبانش پنهان است» و اگر سخن بگويد فضائل و رذائل او مشخص مىشود و به قول شاعر:
|
گر ندارى معرفت خاموش بنشين دم مزن |
پسته بىمغز اگر لب وا كند رسوا شود |
از موارد كلام بىفايده اين است كه گاهى ديده مىشود در ميان افراد مخصوصاً زنان، وقتى دور هم مىنيشينند، و حرفى براى زدن ندارند شروع به تحليل دعواى خانوادگى فلان خانواده مىكنند و هزار گونه گناه مرتكب مىشوند، بايد در مقابل اين طور سخنان گفت مگر شما چه كاره مردم هستيد كه دعواى خانوادگى ديگران را مطرح مىكنيد آيا هيچ حرف منطقى و مورد ابتلاى ديگرى جز دعواى آن زن و شوهر نبود؟ آيا تمام مسائل و مشكلات علمى اخلاقى و اجتماعى جامعه ما عموماً و مشكلات همين افرادى كه دور هم نشسته و چنين مىگويند، خصوصاً برطرف شده؟ خداوند درك و فهم ما را بيشتر نمايد تا مسائل و مشكلات مورد ابتلاء خود را بهتر درك كنيم و در رفع آنها بيشتر بكوشيم.
علماى اخلاق مىگويند ميوه سكوت، نورانيّت قلب است. و سرازير شدن اسرارى به قلب كه قبلًا نبود، ولى متأسفانه بايد گفت هرچه جلوتر مىرويم، نورانيت ما از بين مىرود.
سكوت نشانه عقل است، البته سكوتى كه بر طبق موازين و در جاى خود باشد، براى همين جهت است كه مولى على (عليه السلام) آن امير كلام مىفرمايند كه:
«اذا تم العقل نقص الكلام» [٢]
: «عقل زمانى كه كامل شد، كلام كم مىشود» يعنى رابطه
[١]. نهجالبلاغه، كلمات قصار كلمه ١٤٠.
[٢]. نهجالبلاغه، كلمات قصار كلمه ٦٨.