اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - خلقت و آفرينش انسان
چگونه در مراحل مختلف، به مناسبتهايى غاياتى براى خلقت ذكر شده كه با دقت نظر مىتوان درك كرد كه بعضى از اين غايتها غايات وُسْطى (هدف وَسَطى) براى غايةالغايات يعنى لقاء الهى و رسيدن به كمال نهايى است، در آيه اول علم و معرفت به قدرت و علم خداوندى غاية خلقت قرار داده شده كه هرچه معرفت و علم زيادتر شود عمل انسان خالصانهتر و با روشنگرى بيشترى حاصل مىشود، علم و عمل با يكديگر رابطه و اثر متقابل دارند، هرچه علم بيشتر عمل پاكتر، و هرچه عمل پاكتر علم بيشتر و در نتيجه رسيدن به تكامل (يعنى تبديل موجودى دانى به موجودى عالى) سريعتر.
در آيه دوم عبادت خداوند به عنوان هدف معرفى شده است، زيرا عبادت كلاس تربيت است، اگر مواد درسى اين كلاس با دقت مورد مطالعه و عمل قرار گيرد و اگر نماز و روزهاى كه مطلوب خداوند است، محقق شود مسلماً شاگرد اين كلاس تربيت و پرورش يافته، ولى چه خوش گفت بزرگ استاد اين كلاس كه خود پرورش يافته همين كلاس بود، آن اسداللّه الغالب على بن ابيطالب (عليه السلام): «كمْ مِنْ صائِم لَيْسَ لَهُ مِنِ صِيامِهِ الّا الجُوعُ وَالْظَمَا»: «چه بسيار روزهدارانى كه به جز گرسنگى و تشنگى چيزى نصيب آنها نمىشود، چرا؟ زيرا روزه واقعى را ايجاد نكردهاند، آن روزهاى كه بيدارگرى مىكند».
خداوند متعال وجودى بىنهايت است كه هرچه ذهن بيشتر متوجه بىنهايت شود و بيشتر عبادت او شود، بيشتر به سوى او اوج مىگيرد و در نتيجه انسان در اثر عبادت، شروع به كسب معرفت مىنمايد و قرآن هم
فرموده: (وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَأتِيَكَ اليَقِينُ) [١]: «عبادت كن پروردگارت را تا كسب معرفت و يقين [٢] كنى
[١]. سوره حجر، آيه ٩٩.
[٢]. اين بنا بر يكى از احتمالات تفسيرى آيه است و احتمال ديگر هم دارد كه عبادت كن تا مرگ به سراغت آيد، يعنى يقين كنايه از مرگ باشد وقت مرگ انسان يقين پيدا مىكند به اين كه تمام وعدههاى الهى حق است.