اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - خلقت و آفرينش انسان
و حتى به درجه عيناليقين رسى».
اگر گفته شود شما معرفت را مقدمه براى عمل عبادى و عمل عبادى را اينجا مقدمه معرفت قرار داديد و اين دور باطل است در جواب مىگوئيم دورى در بين نيست، زيرا معرفت داراى مراتبى است، آن مرحله از عرفان كه مقدمه عبادت واقعى است با آن مرحله از عرفانى كه بعد از عبادت حاصل مىشود، متفاوت است، در حقيقت مثل كسى است كه سرمايه ناچيزى را مقدمه براى كارى قرار دهد و آن عمل مقدمه براى كسب سرمايه بيشترى شود.
در آيه سوم آزمايش را به عنوان هدف ديگرى معرفى مىنمايد، برگشت آزمايش و امتحان به تربيت است و در واقع كلاس ديگرى به موازات عبادت براى تحصيل هدفى واحد كه تربيت و پرورش است.
خداوند با آزمايش و ابتلاء خود در صدد ساختن روح انسان است، اگر سؤال شود: كسى امتحان مىكند كه جاهل باشد و با امتحان كردن مىخواهد عالم شود، مثلًا اولياء يك مدرسه كه از محصلين امتحان مىكنند يا كارفرمايى كه از كارگر خود امتحان عملى ميكند، براى اين است كه آگاه شوند به مقدار يادگيرى محصل و كارگر، خداوندى كه غيب و شهود براى او يكسان است و اصلًا غيبى براى او تصور نمىشود چرا امتحان مىكند؟
در جواب مىگوئيم امتحان بر دو گونه است: ١. امتحانى كه براى تحصيل علم انجام مىگيريد، مثل دو مثالى كه در متن سؤال ذكر شد ٢. امتحانى كه استاد عالم است به مقدار پيشرفت شاگردش، ولى او امتحان را عاملى و وسيلهاى قرار