اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - ٢٣- ٢٧- واكنش پرهيزگاران* در برابر قرآن مجيد
مىخواند به او تأكيد مىكنند بسيار قرآن بخواند و بسيار ختم قرآن كند ولى وقتى مىبينند به حدّى مىرسد، كه زياد و سريع خواندن به تفكر در آيات ضرر مىزند و هدف اصلى كه فهم و درك است ضايع مىشود، نهى مىكنند و مىگويند كمتر از يك ماه يا يك هفته (برحسب حال سؤال كننده) بيش از يك ختم قرآن نكند.
پس زياد و با سرعت خواندن قرآن تا جائى است كه به تأمّل در آيات ضرر نزند، اگر كسى مىبيند در يك سال يك ختم قرآن با فكر و تأمّل مىتواند بكند نبايد تا مىتواند كمتر از يك سال بخواند، البته توجيهات ديگرى هم كردهاند كه از جمله:
١- رواياتى كه تأكيد بر زياد خواندن مىكند، هدفى را دنبال مىكند و آن حفظ شدن و سالم ماندن قرآن از تحريف آن، زيرا هر چه بيشتر خوانده شود محفوظتر و مُحَرّفان، نااميدتر مىشوند، و رواياتى كه تكيه بر روى فهم مىكند، هدف ديگرى را دنبال مىكند كه: آن هدايت مردم و توسعه در بينش آنهاست، و حال كه تقريباً از دست تحريفگران قرآن در امان مانده، بايد به هدف دوم پرداخت.
٢- شايد اشاره به اختلاف حالات باشد، گاهى انسان حالت روحى او مناسب دقيق شدن در مطلبى است آن وقت تفكّر كند، و گاهى امر دائر مدار قرآن خواندن سريع و يا به دنبال كار ديگر رفتن است، در اين حالت روخوانى قرآن مقدّم است، و چه بسا انسان را به وادى تفكر مىكشاند.
٣- رواياتى كه تأكيد بر زياد خواندن مىكند، مراد اين باشد كه آياتى كه روى آنها تفكّر شده بيشتر و سريعتر خوانده شود ...
البته به نظر مىرسد از همه بهتر همان بود كه گفتيم يعنى زياد خواندن با تفكّر و تدبّر و هيچ تضادى هم به قرينه رواياتى كه ذكر شد ندارد.
پرهيزكاران وقتى به آياتى كه بشارت و تشويق در آن است، و ذكرى از بهشت و نعمتهاى آن شده، مىرسند، آن نعمتها را از خداوند طلب مىكنند و وقتى به آيات