اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١ - عشق اولاد و همسر
يكى از خلفاى عباسى را روزى خليفه نمودند و فردا عزل كردند، و اموالش را از او گرفتند بطورى كه محتاج شده و در كنار درب مسجد گدايى مىكرد و مرتب مىگفت: رحم كنيد كسى را كه ديروز امير شما و امروز سائل شما است.
آرى اسباب فريب دنيا بسيار است، و دواى همگى واحد، و آن تفكّر در فناء دنيا و سرعت زوال و دگرگونى احوال آن است.
شخصى از امام صادق (عليه السلام) از چگونگى:
«تفكّر ساعة خير من قيام ليلة»
سؤال كرد، و اينكه چگونه شخصى تفكر كند؟ فرمود:
«يمرّ بالخربة او بالدار فيقول اين ساكنوك، اين ياتوك، مالك لا تتكلمين»؟:
(مرور مىكند به خرابه و يا خانه پس مىگويد كجايند، ساكنين تو، كجايند بنا كنندگان تو، چرا جواب نمىدهى»؟!
امام صادق (عليه السلام) از وصاياى لقمان نقل مىكنند، كه به پسرش گفت:
«يا بُنَىّ انّ الدنيا بحر عميق قد غرق فيه عالم كثير فلتكن سَفينَتُك فيها تقوى الله و حشوها الايمان و شراعها التوكل و قيّمها العقل و دليلها العلم و سكّانها الصبر»:
«پسرم! دنيا درياى عميقى است كه عالَم بزرگى در آن غرق شده (اگر مىخواهى غرق نشوى) بايد كشتى خود را تقوا و پرواى از خدا قرار دهى، و آن را از ايمان پُر سازى و بادبان آن را توكّل و سرپرست آن را عقل و راهنماى آن را علم و سكّانش را صبر قرار دهى».
شاعرى در وصف دنيا چنين سروده:
|
يا خاطب الدنيا الدنيّة انّها |
شرك الردى و قرارة الاكدار |
(اى طالب دنياى پست، دنيا وسيله صيد افراد پست و قرارگاه افراد سپاه دل است).
|
دُنيا اذا ما اضْحَكت فى يومها |
ابْكتْ غداً تَعساً لها من دار |
(دنيا زمانى كه مىخنداند در روزى، مىگرياند فرادى آن روز، مرگ بر اين