اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١ - تجارة مُربحة يسّرها لهم ربّهم
يعنى عقل عَلَم مخالفت برافراشتهاند، و در صدد كساد كسب و كار آنها برآمدهاند.
البته بايد اين را متذكر شوم كه: موفقيت در اين بازار نياز به توفيق الهى و فرا گرفتن آموزشهاى پيامبران و اولياء الهى دارد كه: ما جنسهاى خود را هر چه بيشتر بفروشيم، و تا مىتوانيم تمام جيبهاى خود را از بهاى جنسها پر كنيم، و با دستى پر بازار دنيا را بدون ناراحتى ترك كنيم، چه بسا افراد بد و نيك وقتى از اين بازار خارج مىشوند، ناراحت باشند، همانند كسانى كه وارد غارى شوند، و اشياء برّاقى را ببينند، و عدهاى گويند اينها گوهرهاى شب چراغ است، و عدهاى گويند نه، آن عده كه منكرند، گويند چرا دست خود و بار خود را سنگين كنيم، و چيزى برنمىدارند، و عدهاى گويند احتياطاً مقدارى برمىداريم، وقتى بيرون مىآيند و در برابر پرتو خورشيد قرار مىگيرند، متوجه مىشوند گوهر و درّ است ولى هر دو دسته ناراحتند دسته اول گويند: چرا نياورديم، و دسته دوم گويند: چرا كم آوردهايد.
با اين توضيحات واضح مىشود كه خداوند همچون پدرى مهربان به انسانها سرمايه و زمينه كار و فعاليت داده و به آنها گفته، تا با آموزشهاى پيامبران الهى و عقل هماهنگ شوند، و سودى گران فراهم نمايند، و در پايان هم من، اجناسى را كه در اين مدّتِ مثلا ٧٠ سال به دست آوردهايد، خريدارم. حال چگونه كسانى كه سرمايه را از بين برده و جنسى براى عرضه ندارند، توقع دارند بهائى دريافت كنند؟! آنهائى كه دست خالى از اين بازار برمىگردند چگونه توقع سرور و نشاط دارند؟!
خدايا تو مىدانى ما در صدد بهرهبرى از سرمايهاى كه به ما عطا نمودى، هستيم، ولى گاهى چنان ضعيف النفس مىشويم، كه به حرف دلالان مفسد گوش مىسپاريم، و فريب جلوههاى ظاهرى و خوشزبانى آنها را مىخوريم، ولى هرگز در صدد مخالفت با تو نبوده و نيستيم،
چنانكه مىدانى محبوبترين چيزها كه ايمان به تو است را اختيار نموده و به تو سر سپردهايم. پس در اين موارد هم مثل همه موارد ديگر و مثل هميشه نيرومندمان گردان، و از مهلكهها و دامهائى كه اين دلالان براى فريب ما گستردهاند،