اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - تجارة مُربحة يسّرها لهم ربّهم
چه بردى عوض آن را باز آور، مبادا ضرر كنى و شىء گران بهائى را با كم بهائى مبادله كنى.
حال ببينيم در اين بازار چه خبر است؟ در روايت آمده:
«الدنيا سوق رَبِحَ فيها قومٌ و خَسِرَ فيها آخرون»:
«دنيا بازارى است كه در آن عدّهاى سود كرده و عدّهاى ديگر متضرر مىشوند»، اين بازار هم مثل بازارهاى متعارف داراى فروشنده، خريدار، مثمن (كالاى در معرض فروش)، ثمن (قيمت كالا) و دلّال است، فروشنده، انسانها و خريدار خدا و مثمن اقوال و اعمال خير و شر و شايد بتوان گفت نفس متكامل از اعمال خير و يا نفس متسافل و پست شده از اعمال شر است. زيرا انسان در موقع مرگ در برابر روح و نفسى كه از او گرفته مىشود، بهائى متناسب دريافت مىكند، بهاء خوب در برابر جنس خوب و بهاء بد در برابر جنس بد، و چيزى كه عوض دارد گله ندارد!
اما ثمن بهاء يا بهشت و جوار الهى و رضوان خداوندى و يا جهنم و دورى و حرمان از رحمت الهى است. در بعضى آيات آمده كه: براى نَفْس شما بهائى نيست مگر بهشت، پس خود را به غير آن نفروشيد،
«انّه ليس لانفسكم ثمن الّا الجنة فلا تَبيعوها الّا بها» [١]
يعنى بهاى واقعى نفوسى كه مىتواند، راه اطاعت و سعادت را طى كند، چيزى جز جنّت نيست، در روايت ديگرى آمده:
«من باع نفسه بغير نعيم الجنة فقد ظلمها»:
«كسى كه نفس خود را به غير نعمتهاى بهشت بفروشد به نفس خود ظلم كرده است» [٢] و از اين مهمتر در روايتى چنين آمده:
«الا انَّ ثَمَن ابدانكم الجنه فلا تبيعوها بغيرها»:
«آگاه باشيد كه بهاى بدنهاى شما بهشت است پس به غير آن نفروشيد».
از اين روايت استفاده مىشود كه بهشت در برابر رنج پرارزش انسانى شىء
[١]. بحارالانوار، جلد ٧٨، صفحه ١٣ و ميزان الحكمة، جلد ٢، صفحه ٩٢ روايت از امام على (عليه السلام) است.
[٢]. از غرر الحكم امام على (عليه السلام) و جلد ٢ ميزان الحكمة، صفحه ٩٢.