اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨ - حقيقت تقوى
ولى همّام به اين جواب مجمل قانع نشد و همچنان اصرار ورزيد لذا حضرت حمد خدا را به جا آورد و بر پيامبرش درود فرستادند (شروع به جواب تفصيلى كرد) فرمودند:
شرح: همّام يكى از ياران پرهيزكار على (عليه السلام) بود و چه نام با مُسمّايى داشت، زيرا (همام) به معنى بسيار غمگين است، او همّ و غمّ بسيار داشت ولى همّ و غمّ او به خاطر دنيا نبود.
اختلاف است كه اين همّام كيست؟ ابن ابى الحديد معتزلى مىگويد: همّام بن شريح است و مرحوم مجلسى در بحارالانوار مىگويد: اظهر اين است كه همّام بن عبادة بن خثيم [١] است يكى از عُبّاد هشتگانه مىباشد.
درباره علت- تامّل على (عليه السلام) در جواب همّام وجوهى گفتهاند كه: ما چهار وجه آن را ذكر مىكنيم:
١. در آن مجلس افراد بيگانه و اغيارى بودهاند كه حضرت صلاح نمىديدند اين گوهر عظيم و گرانبها و اين كلمات پرمحتوى در اختيار بيگانگان قرار گيرد به همين جهت تأمل فرمود، تا مجلس از اغيار خالى شود، زيرا (گوش نامحرم نباشد جاى پيغام سروش).
٢. شوق و عطش همّام با تأمّل خود بيشتر كردند، تا طالب بهتر در ژرفاى جان او تجاى گيرد، و اين طريقه را در تعليم مطالب بايد از مولى على (عليه السلام)
[١]. شرح نهجالبلاغه خويى، ج ١٢، ص ١١٤ چاپ اسلاميه.