اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - ٣- روش آنها تواضع است
مىسوزاند، در كلمات على (عليه السلام) هم آمده:
«وَاذا لم اجِد بُدّاً فآخِرُ الدواء الكَىّ» [١]
: «و زمانى ك نيافتم چارهاى براى مداوا پس آخرين دوا داغ است». [٢]
از اين مقدمه نتيجه مىگيريم همان طور كه در رابطه با جسم، اول آزمايش خون و چربى و اوره و غيره مىكنند تا كميّت و كيفيّت بيمارى را تشخيص داده و سپس درصدد معالجه مناسب با آن برآيند، در رابطه با روح هم اول بايد كنكاش و جستجوگرى كرد تا كمّاً وكيفاً بيمارىهاى روحى را تشخيص داده و سپس در راستاى بهبودى فعاليت كرد، اگر در محلى دروغ گفتن، قماربازى كردن و ديگر انحرافات به چشم خورد، بايد ريشهيابى كرد، اگر بيكارى گريبانگير نسل جوان شده، بايد ريشهيابى كرد و سپس به دنبال معالجه رفت.
مسئله شناخت و درمان از مبادى اساسى تبليغ به شمار رفته و بايد مبلّغين جامعه و در رأس آنها روحانيون عزيز اين روش را در عين حالى كه طبيبى دوّار هستند، نصب العين خود قرار داده تا در پيشبرد اهداف الهى، انسانى هرچه بيشتر موفق باشند.
بعد از تشخيص بيمارى تكبر، درصدد ريشهيابى برآمده و سه عامل مؤثر در اين بيمارى را متذكر مىشويم:
١. عدم معرفت نسبت به خدا و جهان و خويشتن: اگر معرفتى شايسته، نسبت به اين امور نباشد درخت تكبر رشد نموده و هرچه بيشتر به ثمر مىنشيند، اگر كسى در مرحله ذات خود را ديد، خدا را نمىبيند، اگر در مرحله صفات مثل علم، علم خود را ديد، علم خدا را نمىبيند، اگر در مرحله افعال فعل خود را ديد، فعل خدا را نمىبيند و در نتيجه هركس بزرگى موهوم خود را ديد، از بزرگى خدا غافل است.
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١٦٧ فيضالاسلام و ١٦٨ صبحى صالح.
[٢]. جمله (آخِرُ الدواء الكَىّ) مَثَل مشهورى است كه براى آخرين مرحله تدبير به كار مىرود.