اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - ٣- روش آنها تواضع است
نمىخيزد). [١]
در نهجالبلاغه از جمله لقبهاى پيامبر طبيبٌ دوّار (پزشك سيّار) است، يعنى او به سراغ مريضها مىرفت، اگرچه مريض تمايلى به شفاء نداشت
«طبيبٌ دوّار بِطِبِّه، قَدْ احكَمَ مراهَمِه واحْمى مواسِمَه يَضَعُ مِنْ ذلك حيثُ الحاجَةُ اليه مِنْ قُلوب عُمْى وَآذانٌ صُمٍّ والْسِنَة بُكْم، مُتُتَبّع بِدَوائِهِ مواضِعَ الغَفْلة ومواطِنَ الحَيْرة لم يَسْتَضيئوا بِاضْواء الحِكْمَة ولم يَقْدَحوُا بِزِنادِ العُلوم الثاقِبَة، فَهُمْ فى ذلك كالانعام السّائِمة والصخُور القاسِيَة». [٢]
«پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) او طبيبى است سيار كه با طب خويش همواره به گردش مىپردازد، مرهمهايش را به خوبى آماده ساخته حتى براى مواقع اضطرار و داغ كردن محل زخمها، ابزارش را گداخته است (تا در آنجا كه مورد نياز است قرار دهد) براى قلبهاى نابينا، گوشهاى كر و زبانهاى گنگ، با داروى خود در جستجوى بيماران فراموش شده و سرگردان است!) (وليكن) بيماران از روشنىهاى حكمت و عرفان او استفاده نكردهاند و به آتشزنههاى علوم و معارف درخشان آتش نيفروختهاند، پس آنان مانند چارپايان چرنده (كه شعور نداشته تمام همّت و سعيشان صرف خوردن و آشاميدن است) و همچون سنگهاى سخت بنيان (كه چيزى را درك نمىكنند) مىباشند».
از آن عبارات استنباط مىشود كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) دو نوع درمان داشتهاند: ١. مرهم براى زخمهاى قابل مرهمگذارى ٢. مرهمى به نام سوزاندن در مرض هايى كه قابل درمان نيست، (در بُعد جسمانى هم اين دو نوع مرهم هست، يا قابل معالجه است مثل نوع اول يا قابل معالجه نيست، مثل سياه زخم كه معروف است
[١]. اين ترجمه و تفسير از اين عبارت بر طبق تفسير استاد در تفسير نمونه، جلد ١٢، صفحه ٢٤٢- ٢٤١ است.
[٢]. نهجالبلاغه، خطبه ١٠٧ فيضالاسلام و ١٠٨ صبحى صالح.