اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - ٣- روش آنها تواضع است
كه احتمال داده شود تا نزديكى بهشت مىآيد و بوى آن را استتشمام مىكند، بلكه فرمود اصلًا به محلى كه بوى بهشت مىرسد، حق ورود ندارد، يعنى نزديك ٥٠٠ سال نمىآيد چه رسد وارد بهشت شود.
در اين مرحله بعد از ذكر اين ٦ روايت نورانى و تكان دهنده، ضرورى است بحثى را كه براى جميع مباحث اخلاقى مفيد است، تقديم نموده تا سرچشمه تكبر هرچه بهتر شناخته شود و معالجه اين بيمارى هرچه زودتر ممكن گردد.
روح انسان همانند جسم او مبتلا به بيمارى مىشود و در واقع وجود انسان مىتواند حامل دو بيمارى باشد: ١. جسمى ٢. روحى و بالطبع اين دو نوع بيمارى دو نوع طبّ و طبيب مىطلبد.
١. روحانى ٢. جسمانى، اين مطلب از آيات قرآن هم استفاده مىشود. قرآن در چندين مورد با تعبيرات مختلف درباره منافقين مىفرمايد: آنها بيمار دلند، «فى قلوبهم مرضٌ فَزَادَهُمُ الله مرضاً» [١]: «در قلب هايشان مرض است و خداوند بر مرض آنها بيفزايد» نفاق نوعى انحراف از سلامتى است درجاى ديگر درباره قرآن مىفرمايد: «ونُنَزِّل مِن القُرآنِ ما هُوَ شَفاءٌ وَ رَحمَةٌ لِلمُؤمِنينَ وَلا يَزيدُ الظّالِمينَ الّا خَسارا»؛ «قرآن را نازل مىكنيم كه شفا و رحمت براى مؤمنان است و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمىافزايد». [٢]
در جاى ديگر مىفرمايد: «قُلْ هُوَ لِلَّذينَ آمنُوا هُدَىً وَ شَفِاءٌ» [٣]؛ «به اين لجوجان تيره دل بگو اين قرآن براى مؤمنان مايه هدايت و شفا است» در اين آيه تعبير به شفا شده و شفا در جايى است كه بيمارى باشد ما منكر اين نيستيم كه
[١]. سوره بقره، آيه ١٠.
[٢]. سوره اسراء آيه ٨٢.
[٣]. سوره فصّلت، آيه ٤٤.