فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١ - بيعت (٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
دست بدهيد. من با خدا بيعت كردهام و على(ع) با من بيعت كرده است. من از طرف خداوند عزّوجلّ براى او از شما بيعت مىگيرم و «هركس پيمان شكنى كند، عليه خود پيمان شكنى كرده است».
سپس رسول خدا بعضى از احكام خداوند را ذكر كردند و فرمودند: به من امر شده است تا از شما براى آنچه از طرف خداوند در مورد على(ع) امير مؤمنان و ائمه بعد از او كه همگى از من و از او مىباشند، بيعت بگيرم....
رسول خدا(ص) در اين خطبه مكرّراً به مردم امر كردند تا به على(ع) به عنوان اميرمؤمنان بيعت كنند و ساير ائمه معصومين(ع) را نيز بر على(ع) عطف كردند. پيامبر (ص) تصريح كردند كه خداوند متعال به او امر كرده است تا براى زمامدارى على(ع) و ساير ائمه معصومين و قبول آنچه از طرف خدا در مورد ايشان آمده است، بيعت بگيرد.
با اين توضيحات مىتوان گفت كه سخنان رسول خدا(ص) در اين خطبه دلالت مىكند كه خداوند متعال، بيعت على(ع) و ساير ائمه معصومين را به عنوان اولياى امر امت بر تمامى مسلمين واجب كرده است. پس دلالت خطبه بر وجوب بيعت مردم با ولىّ امر تمام است. (٢٠)
اما با تأمّل در خطبه فهميده مىشود كه مراد رسول خدا(ص) از بيعت گرفتن براى على(ع) و ساير ائمه معصومين، خصوص بيعت كردن با دست نبوده است، بلكه مقصود اصلى حضرت آن بوده است كه جماعت حاضر به ولايت على و ساير ائمه اقرار كنند و اين مطلب را به ديگر مسلمانانى كه از محضر پيامبر دور بوده و نمىتوانستهاند خطبه حضرت را بشنوند، برسانند تا حجت خداوند بر ولايت الهى و اسلامى ايشان براى همه مسلمانان بلكه بر همه مردم تمام شود و اساس نظام اصيل اسلامى بر پايه آنچه كه خداوند اراده كرده است، استوار گردد، و گرنه بيعت كردن با دست مراد نبوده است، حتى مىتوان اين خطبه را دليلى بر عدم اراده معناى دست دادن از بيعت در احاديث ديگر از جمله حديث نقل شده از امالى نيز قرار داد.
شاهد بر معنايى كه ذكر كرديم، ملاحظه مطلبى است كه حضرت در فقره دوم بيان كرده و فرمودهاند:
(٢٠) كنزالدقائق، ج٩، ص٥٤٧.