فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠ - بيعت (٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
سپس پيامبر اكرم (ص) از اين افراد خواست كه يك به يك برخيزند و به على (ع) به عنوان اميرالمؤمنين سلام كنند.
اين حديث تصريح دارد كه امر رسول خدا(ص) امتثال امر الهى بوده است و احتمال اين كه امر حكومتى از طرف خود حضرت باشد، در آن وجود ندارد. دلالت حديث بر وجوب بيعت با ولىّ امر مبتنى بر آن است كه سلام دادن اين افراد به على(ع) به عنوان اميرالمؤمنين به معناى بيعت آنان، با على (ع) باشد ولى اگر سلام دادن آنان ـ همان گونه كه در حديث آمده ـ فقط شهادت آنان بر آن امر باشد و كارى كه رسول خدا(ص) انجام دادهاند شهادت گرفتن از ايشان باشد تا آنها شاهدان خداوند براى مردم بعد از رسول خدا(ص) باشند، مفاد حديث، امر به بيعت با على(ع) را نمىرساند. علاوه بر اين كه در حديث هيچ عموميتى براى تمام مسلمين وجود ندارد، همچنين ولايت ديگر معصومين(ع) را هم شامل نمىشود.
طبرسى صاحب احتجاج با اسناد خود به علقمة بن محمد حضرمى خطبه بلند پيامبر (ص) در روز غدير را از قول امام باقر (ع) نقل مىكند كه در بعضى از فقرات آن آمده است:
معاشر الناس، قد بيّنت لكم و أفهمتكم و هذا عليٌّ يفهمكم بعدي، ألا و إنّي عند انقضاء خطبتي أدعوكم إلى مصافقتي على بيعته و الاقرار به ثمّ مصافقته بعدي، ألا و إنّى قد بايعت اللّه و عليّ قد بايعني، و أنا آخذكم بالبيعة له عن اللّه عزّ وجلّ(فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه) الآية.
... ثمّ قال: فاُمرت أن آخذ البيعة منكم و الصفقة لكم بقبول ما جئت به عن اللّه عزّ وجلّ في عليّ أميرالمؤمنين والأئمّة من بعده الّذين هم منّي و منه.... (١٩)
«اى مردم، من براى شما بيان كردم و به شما تفهيم كردم كه اين على، بعد از من به شما تفهيم خواهد كرد. اينك پس از پايان سخنانم شما را دعوت مىكنم تا با من براى بيعت با او و اقرار به (ولايت) او دست بدهيد، سپس بعد از من با خود او
(١٩) احتجاج، فقره اوّل، ص ١٥٥، فقره دوم، ص ١٥٧، فقره سوم، ص١٥٩.