فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٣ - فلسفه مجازات در اسلام(٢) ابوالقاسم مقيمى حاجى
اين سيره على بن ابيطالب (ع) در اجراى حد است، مگر حضرت نمىتوانستند دستور بدهند او را به زندان ببرند و همانجا بر او حد جارى كنند؟ اما سيره و روش حضرت اين است كه حد، علنى اجرا شود. همين روش مطابق منطق و فلسفه اجراى حد است. وقتى جمعيت آمدند و ديدند كسى در اثر گناه و معصيتى كه كرده، حد مىخورد و يا اعدام مىشود، تحت تأثير قرار مىگيرند و به فكر ارتكاب آن گناه نمىافتند.
نه تنها در اسلام روش اجراى حدود علنى است، بلكه طبق روايتى كه از حضرت عيسى(ع)نقل شده، سيره آن حضرت نيز چنين بوده است:
«قال الصادق(ع) انّ رجلاً جاء إلى عيسى بن مريم(ع)، فقال: يا روح اللّه انّي زنيت فطهّرنى، فأمر عيسى(ع) أن ينادي في الناس ان لا يبقى أحد الاّ خرج لتطهير فلان». (٨٦)
مردى نزد حضرت عيسى آمد و گفت: من زنا كردهام، مرا پاك كن. حضرت عيسى دستور داد در بين مردم ندا دهند و آنان را دعوت كنند و هيچ كس در خانه نماند، همه بيايند تا شاهد اجراى حد باشند.
در عين حال، اسلام نسبت به اين قضيه نيز حساس است كه مردم براى سرگرمى و تفريح، مبادرت به اين كار نكنند كه در غير اين صورت ، فلسفه مجازات از ميان رفته است. در روايتى كه در اجراى حد بر زن و مرد خطاكار بود، حضرت گوشزد كردند كسى در رجم شركت كند كه حد الهى بر گردن نداشته باشد و در نهايت، تنها ايشان و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) ماندند .
در بحث اجراى حدود كتاب وسائل بابى تحت عنوان "باب كراهت نظر و اجتماع مردم بر محدود» وجود دارد كه در آنجا بيان شده گروهى كه براى اجراى حد حضور مىيابند از افراد هرزه و تبهكار نباشند. روزى اميرالمؤمنين(ع) مىخواستند فردى را در بصره حد بزنند. حضرت متوجه شدند كه جمعيتى جمع شدهاند. وقتى از علت آن سؤال كردند، گفتند اينها براى نگاه كردن اجراى حد آمدهاند. وقتى حضرت نزديكتر رفتند و قيافههاى آنها را ديدند، فرمودند اينها افرادى نادرستند و نبايد در موقع اجراى حد اين جا
(٨٦) همان، ح٥.