فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٠ - تقيه مداراتى و جايگاه آن در انسجام اسلامى محمد رحمانى
وى در مورد طلاق مكره و زناى از روى اجبار نيز تصريح به جواز اكراه كرده است. (٧٤)
تقيه در گفتار و رفتار اصحاب و تابعين و فقه
صرف نظر از اينكه تقيه از موضوعاتى است كه ريشه در كتاب، سنت و فطرت دارد، بسيارى از بزرگان اسلام از اصحاب رسول خدا (ص) و تابعين و فقها نيز بر اين باور بوده و از آنان همانند عبدالدين مسعود، ابى الدرداء، ابى موسى اشعرى، ابى هريره، ابن عباس، سعيد بن جبير، رجاء بن حيوه، واصل بن عطاء، عمر بن عبيد المقنرلى و ابى حنيفه، مطالب و قصه هايى گزارش شده است از جمله:
١. ابن مسعود:
قد روى عن الحارث بن سويد، قال: سمعت عبداللّه بن مسعود يقول: ما من ذي سلطان يريد أن يكلّفني كلاماً يدرأ عنّي سوطاً أو سوطين إلاّ كنت متكلماً به ؛
از حارث، پسر سويد گزارش شده كه از عبداللّه، پسر مسعود شنيدم كه مىگفت: سلطانى نيست كه مرا بر گفتن سخنى مجبور كند كه با گفتن آن يك يا دو شلاق از من برداشته شود جز اين كه من آن سخن را خواهم گفت.
ابن حزم در محلّى در باره اين حديث مىگويد هيچ صحابى با اين حديث مخالفت نكرده است. (٧٥)
٢. ابى درداء
و اخرج البخاري في صحيحه بسنده عن أبي الدرداء انّه كان يقول: إنّا لنكشر في وجوه أقوام و انّ قلوبنا لتلعنهم؛ (٧٦)
بخارى در كتاب صحيح خويش به سندش از ابى درداء گزارش كرده است كه وى مىگفته ما به روى گروهها مىخنديم در حالى كه دلهاى ما آنها را نفرين مىكند.
(٧٤) همان، ج٨، ص٢٦، مسأله ٥٨٤٦.
(٧٥) المحلّى، ابن حزم، ج٨، ص٣٣٦.
(٧٦) صحيح بخارى، ج٧، ص ١٠٢.