فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٢ - همراه با دايرة المعارف فقه اسلامى- اتلاف
دلالت دارد. بنابراين مقصود آنان از اين تعاريف، تعريف مصطلح فلسفى دقيق براى سبب و علت نيست، هر چند برخى از تعاريف چنين بوده است. بلكه مقصود از سبب يا تسبيب، انجام كارى است كه از نظر عرفى و ارتكاز عقلايى موجب انتساب خسارت و تلف به مسبب آن شود و اين معنا (صدق عرفى نسبت تلف) در همه موارد تسبيب نيست. از اين رو هر چند از جهت تعريف اصطلاحى و فلسفى تفاوتى بين كندن چاه در ملك خود و ملك ديگرى از نظر سببيت براى سقوط، نيست، ولى از آنجا كه در مورد اوّل ملك خود اوست و مىتواند هرگونه تصرفى را در آن داشته باشد و ديگران حق داخل شدن در ملك او را بدون اجازه وى ندارند، به خلاف كندن چاه در ملك ديگرى يا در راه عمومى، اگر شخص يا حيوانى وارد ملك او شود و درون چاه سقوط كند، قطعاً تلف به او نسبت داده نمىشود و از نظر عرف و عقلا، تلف به كسى كه داخل در ملك شده نسبت داده مىشود. اما در صورت دوم ـ كندن چاه در ملك ديگرى يا در مسير عمومى ـ تلف به خود وى نسبت داده مىشود. اين مسأله عقلى نبوده و منظور از اصطلاحات علّت و سبب، معانى فلسفى آنها نيست، اين مسأله عرفى است و مقصود از تسبيب، انتساب تلف به مسبب آن و استحقاق دريافت خسارت از وى از نظر عرف و عقلا است.
٢ ـ انواع تسبيب:
اتلاف تسبيبى به لحاظ نوع سبب و چگونگى تسبيب، انواع مختلفى دارد كه به برخى از آنها از باب نمونه اشاره مىكنيم:
اوّل: اتلاف به سبب سرايت:
مقصود از اين نوع اتلاف، آن است كه انسان كارى را انجام دهد كه مستقيماً باعث تلف نمىشود؛ مانند عمل جراحى يا ختنه كردن كه پزشك جهت معالجه مريض انجام مىدهد، ولى بر اثر جراحى و ختنه، محل آن ملتهب شده و عفونت كرده و به ديگر اعضاى بدن سرايت مىكند و در نتيجه سبب مرگ انسان يا تلف عضوى از اعضاى وى