فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٨ - همراه با دايرة المعارف فقه اسلامى- اتلاف
و ايجاد لغزشگاه در مسير عمومى (٢).
ب) عملى كه اگر نباشد، تلف حاصل نمىگردد ولى علّت تلف چيز ديگرى است؛ مانند كندن چاه، كاشتن چاقو در زمين و گذاشتن سنگ بر سرراه . (٣)
ج) فراهم ساختن چيزى كه با وجود آن تلف حاصل مىشود اگر چه علت تلف چيز ديگرى باشد؛ البته بايد عمل تسبيبى به گونهاى باشد كه تحقق علّت تلف از آن متوقع باشد؛ مانند كسى كه چاه مىكند يا سر ظرف غذا را باز مىگذارد و يا شخصى را وادار به اتلاف مىكند. (٤)
د) تسبيب هر آن چيزى است كه تلف با آن حاصل مىشود اما به علتى غير از آن، به گونهاى كه اگر آن نباشد، علّت تأثيرى در تلف نخواهد داشت؛ مانند نسبت ميان كندن چاه و سقوط در آن. (٥)
هـ) ايجاد ملزوم علّت تلف به منظور وقوع آن علّت. (٦)
علامه حلى در بيان معناى سبب چنين مىگويد:
سبب، هر عملى است كه در از بين رفتن و هلاكت چيزى دخالت دارد. گاهى اين عمل به صورتى است كه نسبت تلف به آن عادتاً نسبت حقيقى است و گاهى نسبت تلف به آن، نسبت حقيقى نيست. در فرض دوم، گاهى مقصود از ايجاد آن (سبب)، ايجاد چيزى است كه تلف به آن نسبت داده مىشود و گاهى اين گونه نيست. آنچه هلاكت و تلف به آن نسبت داده مىشود، علت نام دارد و اقدام به آن را مباشرت مىگويند. آنچه را تلف به آن نسبت داده نمىشود ولى مقصود از ايجاد آن، ايجاد علت تلف است، سبب و اقدام به آن را تسبيب مىگويند. اين قصد و توقع گاهى به واسطه تأثير مستقيم سبب در وقوع علت
(٢) شرايع الاسلام ، ج٣، ص٢٣٧.
(٣) همان ، ج٤، ص٢٥٤.
(٤) قواعد الاحكام ، ج٢، ص٢٢١.
(٥) همان، ج٣، ص٦٥١.
(٦) غاية المراد، ج٢، ص٣٩٢.