فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٧ - اصول نظريه حقوق فطرى در انديشه استاد مطهرى سيد امر اللّه حسينى
پيشامدهاى ناگوار تاريخى نتوانستند راهى را كه باز كرده بودند، ادامه دهند. براين اساس در منطق الهى هر كس كه به دنيا مىآيد فرزند جهان است و حقى بالقوه بر جهان دارد كه بايد آن را به نحو احسن استيفا كند. بنابر اصل غائيت، هر استعداد طبيعى و فطرى، سندى طبيعى براى يك حق طبيعى است و يگانه مرجع صلاحيت دار براى شناسايى حقوق واقعى انسانها، كتاب پر آفرينش و جهان هستى است كه طبق اصل حكيمانه بودن و هدفدار بودن فعل الهى، وسايل كمال و استكمال در آن نهاده شده و هر محتاجٌ اليهى براى محتاجى خلق شده است. در اين بينش، مواهب طبيعى براى انسان و كمال او آفريده شده و به عبارت ديگر، ميان انسان و ساير مواهب عالم «علاقه و رابطه غايى» وجود دارد و بنا بر اصل هماهنگى نظام تكوين و تشريع، خداوند قانون دين را هماهنگ قوانين فطرت و خلقت مقرر فرموده است و اين هماهنگى را در قرآن ذكر كرده است. همچنين از رابطه غايى بين انسان و مواهب طبيعى، «مسئوليت و تكليف» زاييده مىشود و بنا بر اصل همدوشى حق و تكليف در مقابل حقوق ،حدود و تكاليف وجود دارند كه ملازم يكديگرند و شرط برخوردارى از حقوق، انجام تكاليفى است كه از ناحيه خالق هستى و از راه تشريع، معين شده است .
بنابراين، بر اساس حق عقل به عنوان يك مصدر تشريع در سيستم قانون گذارى اسلام و توجه به عقلانيت و فلسفه احكام و مقررات اسلامى، مىتوان مبانى مكتب حقوقى اسلام را كشف(نه خلق) كرد. با توجه به مبانى عقلانى حقوق طبيعى، بسيارى از حقوق و تكاليف انسانى كه ناسازگار و غيرقابل توجيه مىنمايد، كاملاً عقلانى و توجيه پذير مىشوند و با الهام از نظام تكوين، مىتوان فلسفه بسيارى از دستورهاى شريعت را فهميد و بدين وسيله پايه هاى فلسفه اجتماعى اسلام و مبانى عقلانى حقوق اسلامى را بنا نهاد. تنها راه عقلانى شدن حقوق، پايبندى به اين نظريه است كه آن هم تنها در فلسفه الهى اسلام قابل تبيين است و فلسفه هاى مادى غرب كه به مبانى حقوق طبيعى و اصل غائيت پايبند نيستند، اگر چه دم از حقوق طبيعى بشر مىزنند ولى قادر به توضيح فلسفه آن نيستند.