فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٢ - تقيه مداراتى و جايگاه آن در انسجام اسلامى محمد رحمانى
ابن مسعود نه تنها در گفتار كه در كردار نيز تقيه مىكرده است از جمله:
در مورد اقتدا به والى عثمان، وليد بن عقبه پسر ابى محيط در مدينه در حالى كه مست بوده به گونهاى كه در بعضى از ايام به جاى دو ركعت، چهار ركعت مىخواند. (٨٣)
٧. حذيفه بن اليمان
سرخسى در باره او گفته از كسانى بود كه تقيه مىكرد. از اين رو در بارهاش روايت شده است.
يدارى رجلاً فقيل له: إنّك منافق، فقال: لا ولكنّي اشتري ديني بعضه ببعض مخافة أن يذهب كلّه؛ (٨٤)
حذيفه با مردى مدارا مىكرد. گفته شد تو منافق هستى. حذيفه در پاسخ گفت: من منافق نيستم ولى من بعضى از دينم را با بعضى ديگر مىخرم از جهت ترس از اين كه تمام آن از بين برود.
٨. جابر بن عبداللّه انصارى
سرخسى در بارهاش نقل كرده است.
و عن جابر بن عبداللّه قال: لاجناح عليّ في طاعة الظالم إذا أكرهني عليها أي التقية؛ (٨٥)
جابر بن عبداللّه گفته است بر من باكى نيست در مورد اطاعت از ظالم هرگاه ظالم من را اكراه بر اطاعت كند.
سپس سرخسى در تفسير روايت مىگويد: مقصود تقيه است.
٩. عبداللّه بن عمر بن الخطّاب
بيهقى در باره عبداللّه بن عمر از طريق سعيد بن عبدالعزيز روايت كرده است. عمير بن هانى
(٨٣) شرح العقيدة الطحاوية، قاضى دمشقى، ج٢، ص٥٣٢.
(٨٤) المبسوط، سرخسى، ج٢٤، ص٤٦.
(٨٥) همان، ص ٤٧.