فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩١ - فلسفه مجازات در اسلام(٢) ابوالقاسم مقيمى حاجى
البته هر يك از اين موارد داراى جزئيات و تفاصيلى است كه به كتب مبسوط فقهى ارجاع داده مىشود . (٤٨)
همين مسئوليت كيفرى سبب شخصى شدن مجازات شده و موجب منع سرايت مجازات به غير مجرم مىشود كه در اصل بعدى ذكر مىشود .
اصل چهارم : شخصى بودن مجازات
يكى از شاخصه هاى دوران قديم و عصر انتقام فردى، جمعى بودن مسئوليت كيفرى بود؛ به اين صورت كه اجراى مجازات، تنها متوجه شخص مجرم نبوده ، بلكه ساير اعضاى قبيله نيز مورد انتقام شخص مجنىٌ عليه واقع مىشدند؛ لذا براى انتقام كشتن يك فرد از قبيله ، تمام قبيلهاى كه جانى به آن تعلق داشت مورد حمله قرار مىگرفت .
هر چند در دوران بعدى و عصر دادگسترى خصوصى كه تحت تأثير اديان يهود و مسيحيت شكل گرفت، مسئوليت كيفرى تبديل به مسئوليت شخصى شد، اما به مرور زمان با كمرنگ شدن سلطه كليسا ها و محاكم مذهبى و قدرت گرفتن محاكم دولتى كه توسط سلاطين منصوب مىشدند ، دو باره مسئوليت كيفرى از مجرم به ديگر اعضاى خانواده او تسرّى يافت. اما در قرن هجدهم ميلادى به بعد با ظهور مكاتب جديد كيفرى اين امر اصلاح شد . (٤٩)
در جزيرة العرب نيز اين مشكل تا ظهور اسلام وجود داشت و مسئوليت كيفرى به صورت قبيلهاى بود و جنگ ها و خون ريزى هاى فراوان ميان قبايل، تنها براى توهين و يا خطاى فردى مانند دزدى به وقوع مىپيوست . (٥٠) اما با ظهور اسلام، اين امر از ميان
(٤٨)جواهرالكلام، ج ٤١، ص ٢٦١- ٢٦٢ ، ٢٧٧، ٤٥٤-٤٥٦ ، ٥٢٣ و٦٠٩.
(٤٩)حقوق جنايى(على آبادى) ، ج١ ،ص ٨- ١٣ ؛ حقوق جزاى عمومى(وليدى)، ج ١ ،ص ١٩٤- ٢١٠ .
(٥٠)تفسير المنير، ج٢ ،ص ١٠٥ : «كانت عقوبة القاتل قبل الإسلام متعددة الأنواع، فعند اليهود القصاص، و عند النصارى الدية، و عند عرب الجاهلية تشيع عادة الأخذ بالثأر، فيقتل غير القاتل، و قد يقتلون رئيس القبيلة، أو أكثر من واحد من قبيلة القاتل، و ربما طلبوا بالواحد عشرة، و بالأنثى ذكراً و بالعبد حراً ثمّ قررّ الإسلام أخذاً بالعدل و المساواة عقوبة القصاص، لأنها تزجر الناس عن ارتكاب جريمة القتل ».