فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠ - بيعت (٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
من به سبب نزديكى به رسول خدا و سابقه در اسلام و دامادى پيامبر در اين امر سزاوارتر از افراد قبل از خود بودم؟...»
اين فقرات نيز بر لزوم وفاى به بيعت، هرگاه بيعت با شخصى باشد كه مستحق ولايت است، دلالت مىكند و حضرت به اين لازمه بيّن و روشن بر افراد احتجاج كردهاند، ولى هيچ دلالتى بر نفى وجوب اطاعت و يا نفى ولايت از امام(ع) در حالت عدم بيعت با ايشان ندارد. بلكه جمله بعدى حضرت كه فرمود: «آيا سخن رسول خدا(ص) را در روز غدير خم در باره ولايت و موالات من نشنيديد؟» بر ثبوت اين ولايت و وجوب اطاعت دلالت مىكند. اين سخن پيامبر در باره ولايت على (ع) همان سخن خداوند متعال و ابلاغ آن است كه: «اى پيامبر آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، ابلاغ كن، پس اگر چنين نكنى تبليغ رسالت پروردگارت را انجام ندادهاى».
به طور كلّى، دلالت اين فقرات بر وجوب وفاى به بيعت واضح و روشن است و بر مشروط بودن ولايت و يا وجوب اطاعت به بيعت دلالت ندارند، بلكه چه بسا به قرينه فقره بعدى بر خلاف آن نيز دلالت مىكند.
٥ ـ سخن على(ع) در باره مروان بن حكم هنگامى كه در جنگ جمل اسير شده بود و امام حسن و امام حسين(ع) در نزد پدرشان او را شفاعت و حضرت وساطت آن دو را پذيرفت و او را رها كرد، صحبت كردند و ايشان قبول كردند، سپس آن دو گفتند: اى اميرالمؤمنين(ع) آيا با شما بيعت كند؟ حضرت فرمود:
ألم يبايعني بعد قتل عثمان؟ لاحاجة لي في بيعته إنّها كفٌّ يهوديّة لو بايعني بكفّه عشرين مرّة لغدر بسبّته؛ (٧)
«مگر پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد؟ مرا به بيعت او نيازى نيست! دست او دست يهودى است، اگر بيست مرتبه با دست خود بيعت كند با نشيمنگاه خود آن را مىشكند».
از جمله اخير حضرت اين گونه فهميده مىشود كه آنچه مترتب بر بيعت مىباشد،
(٧) تمام نهج البلاغه، كلام ١١٥، ص ٦٤٣، نهج البلاغه، خطبه ٧٢.