فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢ - بيعت (٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
در پى مردم نرفتم تا آنان به سوى من آمدند و با آنان بيعت نكردم تا آنان با من بيعت كردند. شما دو نفر از كسانى بوديد كه به سوى من آمدند و بيعت كردند.
بيعت عموم مردم با من، نه از روى ترس قدرتى مسلّط بود و نه براى به دست آوردن مال. اگر شما دو نفر از روى ميل و رضا بيعت كرديد، تا دير نشده از راهى كه در پيش گرفتهايد باز گرديد و در پيشگاه خداوند توبه كنيد، و اگر با اكراه بيعت كرديد با اين كار خود كه به ظاهر اظهار طاعت و در نهان سرپيچى كرديد، راه مرا براى مؤاخذهتان باز گذاشتيد. به جانم سوگند! شما از ساير مهاجرين سزاوارتر به پنهان داشتن عقيده و پنهان كارى نيستيد. اى زبير، اى اسب سوار و ياور رسول خدا(ص) و اى طلحه، اى شيخ مهاجرين ، اگر در آغاز بيعت، كنار مىرفتيد و بيعت نمىكرديد آسانتر بود كه بيعت كنيد و سپس به بهانهاى سرباز زنيد، در حالى كه شما جايگاه من را نسبت به رسول خدا(ص) مىدانستيد.
شما پنداشتهايد كه من عثمان را كشتم، بياييد تا كسانى از مردم مدينه كه نه با من هستند و نه با شما ميان ما داورى كنند. پس هركس به اندازه جرمى كه در آن حادثه داشته است، مسئوليت آن را بپذيرد.
شما گمان كرديد كه من قاتلان عثمان را پناه دادم. اين فرزندان عثمان، اولياى او هستند، بايد اوّل در طاعت من در آيند، سپس براى محاكمه ولى قاتلان پدرشان نزد من اقامه دعوا كنند. اصلاً شما دو نفر به عثمان چه ارتباطى داريد، او مظلوم يا ظالم كشته شده باشد؟
شما با من بيعت كرديد آن گاه مرتكب دو رفتار زشت شديد: بيعت خود را شكستيد و مادرتان را از خانهاش كه خداوند امر كرده بود تا در آن بماند بيرون آورديد و خداوند براى شما كافى است.
اى دو پير ، هم اكنون بزرگترين مشكل شما، ننگ است، از رأى خود باز گرديد پيش از آنكه ننگ و آتش دوزخ هر دو دامن گيرتان شود .»
اين گفتار به صورت واضح بر اين دلالت مىكند كه نقض بيعت و پيمان شكنى،