فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٣ - فلسفه مجازات در اسلام(٢) ابوالقاسم مقيمى حاجى
تعزير نيز مطابقت دارد ؛ زيرا تعزير از ريشه «عَزَرَ» به معناى ملامت و سرزنش، منع، جلوگيرى و حمايت و يارى كردن آمده است. همچنين تعزير به معناى تأديب و تنبيه است. به اين دليل، تنبيه و مجازات بدنى را تعزير مىگويند كه مجرم را از ارتكاب جرم باز مىدارد. (٢٥) بنابراين معناى اصلى تعزير، همان تأديب و بازدارندگى از خلافكارى است. فقهاى بزرگوار اماميه در كتب فقهى خود در باره مفهوم تعزير به تفصيل سخن گفته و فرمودهاند كه در اسلام، صرف اجراى مجازات هدف نيست ، بلكه شارع تنها براى اصلاح امور، اين راه را بر گزيده است. از آنجا كه در فلسفه مجازات، مصلحت فرد و جامعه مدّ نظر است، لذا در برخى موارد، ميزان مجازات و شدت و ضعف آن در گرو صلاحديد قاضى گذاشته شده است و او مقدار مجازات و تعزير مجرم را تعيين مىكند. (٢٦)
در اجراى حدود الهى نيز شرائط و ويژگىهاى مجرم در نظر گرفته شده است به طور مثال در حدّ سرقت، مقدار مال مسروقه، شرايط سارق و اضطرار مالى او و شرايط متعدد ديگرى مؤثر است. همچنين در حدّ زنا، همسر داشتن زانى و امكان تمتع و استفاده جنسى از همسر شرعى مدّ نظر است.
٣- وجود چند روش براى مجازات
در برخى موارد، براى جرمى مانند سلاح كشيدن روى مردم كه موجب ارعاب آنها شود، مانند محارب چند روش براى مجازات او در نظر گرفته شده كه طبق تصريح فقها انتخاب يكى از آنها بر عهده امام و حاكم شرع است (٢٧). همچنين براى چگونگى كشتن محارب ، مناسب با جنايتى كه مرتكب شده يكى از آن شيوه ها انتخاب مىشود. (٢٨)
براى تفصيل مطلب و اطلاع از ساير موارد به كتب فقهى رجوع شود .
(٢٥)صحاح جوهرى ، ج٢ ،ص ٧٤٤ ؛ نهاية ابن أثير، ج ٣ ،ص٢٢٨ ؛ لسان العرب، ج ٤ ،ص ٥٦١ .
(٢٦) جواهر الكلام ، ج٤١ ،ص ٢٥٤ ؛ درّ المنضود( گلپايگانى )، ج١ ،ص ٢٠ ؛ تحرير الوسيله، ج٢ ،ص٤٧٧.
(٢٧)جواهرالكلام ، ج٤١ ،ص ٥٦٥ ؛ مبانى تكملة المنهاج (خويى)، ج١ ،ص٣١٩ .
(٢٨)تحرير الوسيله ، ج٢ ،ص ٤٩٣ .