فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٢ - فلسفه مجازات در اسلام(٢) ابوالقاسم مقيمى حاجى
بكنى» ، سپس پيامبر برخاستند و در خطبهاى فرموند:
«به درستى كه ملل و اقوامى كه قبل از شما بودند ـ به سبب اينكه هرگاه كسى از اشراف و سرشناسان دزدى مىكرد رهايش مىكردند( و با او كارى نداشتند) و اگر شخصى از طبقه پايين جامعه دزدى مىكرد دستش را قطع مىكردند ـ نابود شدند. قسم به كسى كه جانم به دست او است اگر دخترم دزدى كند دست او را قطع مىكنم ». سپس دست آن زن را قطع كرد .
پيامبر اكرم(ص) در اين روايت بر چند نكته تأكيد فرمودند:
- مذمت اسامه براى شفاعت خواهى از مجرم .
- مذمت مردم براى تبعيض در اجراى مجازات .
- تأكيد بر نفع اجتماعى اجراى مجازات .
- تأكيد بر مساوات همه طبقات اجتماعى در اجراى مجازات و حتى ميان افراد عادى جامعه و دختر خود كه رئيس حكومت است.
٣- رعايت ويژگى هاى مجرم
از آنجا كه همه مجرمين در ارتكاب جرم و شكستن حريم قانون يكسان نبوده و داراى شرايطى برابر نيستند و عوامل گوناگونى موجب صدور جرم از آنها شده است، لذا در بسيارى از مجازاتها در فقه اسلامى كه به نام تعزيرات شناخته مىشوند، اين مطلب لحاظ مى شود. در اسلام در كنار حدود الهى كه قابل تغيير نيستند، مجازاتهايى به نام «تعزير» در نظر گرفته شده كه مقدار آن در غالب موارد از قبل تعيين نشده است و به نظر و صلاحديد قاضى بستگى دارد. از خصوصيات تعزيرات اين است كه در آن، شخصيت مجرم و سابقه دار بودن و يا نبودن او و همچنين هدف از مجازات كه تربيت و اصلاح او و ارعاب و بازدارندگى ديگران از ارتكاب جرم است ، در نظر گرفته مىشود. (٢٤) اين با معناى لغوى
(٢٤)روضة المتقين ، ج١٠ ،ص ٢٠٣:« انّ التعزير منوط برأى الامام وكان يعزّر بحسب حالاتهم في السن والقوة والضعف والعقل».