فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٧ - نماز مسافر در كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
ابو بكر و عمر دو ركعت مىخواندم. گفتند: پسر عمويت نمازش را تمام مىخواند و مخالفت تو با او، براى او عيب محسوب مىشود. معاويه پس از شنيدن اين سخنان براى نماز عصر از خانه خارج شد و نماز عصر را با ما چهار ركعت خواند. (٥٢)
تا اينجا رواياتى را كه نشان مىداد كوتاه خواندن نماز در سفر واجب است و تمام خواندن آن، موضوعى است كه پس از رحلت رسول خدا(ص) مطرح شده است، پايان يافت. اين بدعت يا از روى اجتهاد بوده و يا به پيروى از مصالح مقطعى كه در هر صورت شخص فقيه چارهاى جز خضوع و فروتنى در مقابل روش پيامبر(ص) و اين روايات ندارد.
البته بر ما لازم است كه ادله قول كسانى كه معتقدند كوتاه خواندن نماز جايز و يا مستحب مؤكد است نه واجب را طرح كنيم، هر چند كه اين ادله در نهايت ضعف و سستى است و فقيهى كه كاملاً بر استنباط احكام تواناست، نبايد به آنها استناد كند.
ادله قائلان به جواز و رخصت
قائلان به رخصت و جواز به قرآن و ادله ديگرى استدلال كردهاند كه به ترتيب آنها را ذكر مىكنيم:
در مورد دليل قرآنى پيشتر گفتيم كه آيه ياد شده دلالتى بر رخصت يا وجوب نمىكند بلكه اين آيه در صدد رفع توهم حظر(منع) است؛ زيرا اين توهم وجود داشته كه كوتاه خواندن نماز، موجب نقص در نماز مىشود. از اين رو خداوند مىفرمايد: «لاجناح عليكم ان تقصروا من الصلاة»، يعنى: «اگر نماز را كوتاه خوانديد باكى نيست» و اين سخن چگونه دلالت مىكند كه كوتاه خواندن نماز در سفر جايز است(و نه واجب) بنابراين، آيه مزبور دلالتى بر جواز يا وجوب ندارد. اما مهم رواياتى است كه در اين زمينه نقل شده است:
١. مسلم از يعلى بن اميه نقل كرده است كه :
از عمر بن خطاب در مورد آيه: {فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلاة أن }
(٥٢)مسنداحمد بن حنبل، ج٤، ص٩٤.